
عصر روز چهارشنبه ۳۰ فروردين در مجلس بوديم. عصرها معمولا خبرنگاران پارلماني مشغول تنظيم خبر و مصاحبههايي هستند كه از صبح در راهروهاي مجلس باشكار نمايندگان ميگيرند. همه غرق در كار بوديم روحاني به سمت ما آمد. برخي خبرنگاران او را ميشناختند و برخي هم مثل من براي اولين بار بود كه او را ميديديم.جلوتر آمد و برگهاي كه به همراه داشت درآورد و گفت: «۵۲ نماينده مجلس در نامهاي به حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي خواستند تا لايحه مجازات زندان، لايحه شوراي حل اختلاف و نهاد قاضي تحكيم خارج از نوبت بررسي شود».اين روحاني كه بعدا معلوم شد نامش جعفر فتحعليزاده است خودش سر صحبت را باز كرد و با اشاره به مشكلات مردم در قوه قضائيه، گفت:« ما كه ميخواهيم مشكلات را حل كنيم بايد چند سال در نوبت باشيم تا لوايح در دستور كار مجلس قرار گيرد و غيره...».
كارم كه تمام شد جلو رفتم يكي از دوستان گفت: «حاج آقا جعفر فتحعلي زاده يكي از مسولين قوه قضائيه هستند». مسعود بصيري خبرنگار پارلماني روزنامه قدس هم كنارم بود. گفتم:«حاجآقا چرا آقاي شاهرودي با تحقيق و تفحص از قوه قضائيه مخالفت كرد. ميدانيد اين امر چقدر به ضرر ايشان تمام شد». گفت: «كي اين حرف را زده»؟ آقاي شاهرودي علاوه بر استقبال از تحقيق و تفحص از قوه قضائيه، خود شخصا پيگير جدي اين مسئله است تا اين كار انجام شود».
باورم نميشد. گفتم: «محمد دهقان مخبر هيات تحقق و تفحض از قوه قضائيه در روز يكشنبه 20 فروردين در جمع خبرنگاران پارلماني گفته كه به دليل مخالفت شخص آقاي هاشميشاهرودي رئيس قوه قضائيه، يك سال اين تحقيق و تفحص به عقب افتاده و زماني ايشان با اين كار موافقت كرده كه وقت تحقيق و تفحص به پايان رسيده است». گفتم: «اگر آقاي شاهردوي مخالف نبوده چرا اظهارات آقاي دهقان را تكذيب نكرديد». در جواب شنيدم «ما مصاحبه را نديديم تا آنرا تكذيب كنيم». جالبه كه يك مقام مسئول مطلب تندي آن هم عليه رئيس قوه قضائيه بيان ميكنه و همه خبرگزاريها و اكثر روزنامهها هم اين مطلب را انعكاس ميدهند، اما كسي هنوز اين مطلب به اصطلاح كذب را، نديده تا تكذيب كند. متن مصاحبه آقاي دهقان را براي آقاي فتحعليزاده فاكس كردم تا تكذيبيهاي براي ما ارسال كند اما هنوز تكذيبيه نديديم.
خلاصه پس از كلي گفتوگو با آقاي فتحعلي زاده، خبرنگاران پارلماني تاكيد كردند كه نگران تخريب شخصيت برخي مقامات مسئول در قوه قضائيه هستند همچنين ابهاماتي در ذهن دارند. ايشان قول داد تا دغدغهها و نگرانيهاي خبرنگاران پارلماني را به آقاي شاهردوي منتقل كند.
يكشنبه سوم ارديبهشت بود كه آقاي فتحعلي زاده به جمع خبرنگاران آمد و گفت: « اول اينكه قرار است آقاي شاهردوي با شما ديدار كند دوم اينكه از امروز با دستور آقاي شاهرودي و با حكم آقاي كريمي راد به عنوان مشاور اجرايي وزير دادگستري منصوب شدم».
خبرنگاران يكي پس از ديگري براي ملاقات با شاهردوي با عجله اسم مينوشتند حاضرين براي غائبين و غائبين هم از طريق تلفن پيگيري ميكردند تا نكند از اين ديدار صميمي و دوستانه شاهرودي جا بمانند. چرا كه آنها هم ميخواستند با رئيس قوه قضائيه بنشينند، بگويند، بخندند و بشنوند. مرا بگو؛ روز پنجشنبه براي پوشش خبري دوازدهمين سفر استاني احمدينژاد رئيس جمهور، به زنجان رفتم، جمعه هم آنجا بودم. در طول اين دو روز از ساعت ۶ صبح تا پايان شب بكوب بكوب كار ميكردم. بعد از پايان مصاحبه احمدي نژاد در استانداري زنجان در ساعت ۲۳ جمعه، سريع وسايل خود را جمع كرده و علي رغم خستگي زياد و چشمان سرخ شده نيمه باز، آماده شدم تا 350 كليومتر رو آنهم از دقايق اوليه صبح روز شنبه، پشت فرمان بنشينم تا نكند من هم از اين قافله عقب بمانم.
روز شنبه نهم ارديبهشت ساعت ۱۱ وقتي وارد سالن اجتماعات حوزه رياست قوه قضائيه شدم ديدم دوستان همه نشستند. البته 2 رديف اول صندليها خالي بود. وقتي اين صحنه را ديدم با خود زمزمه كردم «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل».
خانمها يك طرف و آقايان طرف ديگر نشسته بودند. هر كسي سلام ميكرد تا رديف جلو با بچهها احوالپرسي كردم. گفتم: «چرا ۲ رديف اول خالي است مگر قرار نبود جلسه دوستانه و صميمي باشد و فقط ما باشيم با آقاي شاهرودي. گفتند: «ما هم همين را گفتيم ولي مثل اينكه دستهاي پشت پرده مانع اين امر شد». با وجود آنكه از برنامههاي جلسه و نحوه اداره آن و اينكه حضرات از ديدار دوستانه چه تعبيري دارند، باخبر نبوديم، هر كسي با ديدن اين صحنه چيزي ميگفت.
شروع جلسه با ورود آقاي شاهرودي همزمان بود. وقتي آقاي شاهرودي آمدند در همان رديف جلو نشستند. بچهها هم به احترام پا شدند. قرآن كه خوانده شد جمال كريميراد وزير دادگستري در جايگاه قرار گرفت و به مدت يك ساعت از عملكرد خود توضيح داد. از همه چيز و همه جا گفت و به هم ربط ميداد اما ما نميفهميديم مطالب ايشان و گزارش عملكردش چه ربطي به جلسه ديدار ما با آقاي شاهرودي داره. همين موضوع باعث شد كه هر كسي چيزي بگويد. غرغر خبرنگاران شروع شد. يكي ميگفت: «ديدار صميمانه و دوستانه اين بود كه ما نميدانستيم؟ خوب شد اينجا اومديم و فهميديم». آن يكي نقاشي ميكرد و بغل دستي اش هم در فكر و روياي خود بود. ديگري ميگفت:« پاشين بريم». برخي هم خوابشان برده بود و ديگران با ايماء و اشاره اين را به بقيه ميفهماندند. بعضي از خبرنگاران هم همچون كار هر روزه شان در مجلس، گفتند و خنديدند و بعد در پايان جلسه سوال كردند كه چه خبر بود؟. جمعي از دوستان؛ كه من به آنها در مجلس مصرف كننده ميگم، فقط از اين و آن سوال ميكردن كه جريان چيه؟. آن دوستان پارلمانی که از برکت دولت احمدی نژاد اخیرا هم به جایی رسیدندُ سعی می کردند چهره مثبت بگیرند اما آنها هم طاقت نمی آوردند و هرازگاهی چیزهایی می گفتند!. عدهاي ديگر هم كه قبلا از كار خبري در حوزه قوه قضائيه به مجلس منتقل شده بودند، آن روز فرصت كردند تا دوستان قديمي خود را بعد از مدتها در حوزه قوه قضائيه ببينند و به ذكر خاطرات بپردازند. آن تعدادي كه در رديف آخر نشسته بودند تند تند به راهرو ميرفتند و شربت و شيزيني كه براي اين ديدار دوستانه و صميمي تدارك ديده شده بود را با حرص ولع ميخوردن. بيچارهها مقصر نبودن. ميخواستند تلافي بيسكويت ساقه طلايي، چاي و آب خنك مجلس رو در بيارن. آن هم با چه چيزي. برخي ديگر نيز به هم ديگر نگاه ميكردند خلاصه هر كسي به چيزي مشغول بود. كريمي راد هم مشغول بود.
خبرنگاران اميد داشتند كه با شروع صحبت آقاي شاهرودي فضاي جلسه عوض بشه. و آنها هم حسابي حال كنند. اما اين آرزوي خود را به مجلس بردند. وسط صحبتهاي رئيس قوه قضائيه بود كه خبرنگاران فهميدند پس از پايان سخنان شاهرودي حق پرسيدن هيچ سؤالي را ندارند و تازه سريع هم بايد برن پي كار خودشون. يعني ناهار بي ناهار. در اين لحظه متلك گويي و غرغر خبرنگاران بيشتر شد و آنهايي كه بعضا ساكت بودند نيز سكوت خود را شكستند. شاهرودي هم حرفهاي خود را زد و رفت. انگار نه انگار كه جلسه دوستانه و صميمي بود. خبرنگاران ماندند و برگه سؤالاتشان.
مرا بگو كه براي سنديت داشتن مطالبي كه قصد داشتم در اين جلسه بيان كنم كلي كار كردم از نمايندگان مجلس، اعضاي هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه و حتي از قضات دادگستري مشاوره گرفته بودم، قطعا ديگر خبرنگاران نيز براي بيان مطالب خود وقت صرف كرده بودند!.
وقتي خبرنگاران وارد راهرو شدند، با شربت و شيريني مواجه شدند كه بر اثر پاتك بچهها و حتي خود مسولين قوه قضائيه با خاك يكسان شده بود. همان مقداري كه مانده بود، برخي ميگفتند در اعتراض به عملكرد قوه قضائيه نخوريد اما عدهاي از خبرنگاران كه شكم آنها اضافه كاري داشت با توجيه اينكه به نام ما و به كام كارمندان ميباشد، به جمع خوارج پيوستند و حسابي خوردند. برخی هم شعار «ناهار آنچنانی حق مسلم ماست» سر می دادند. یکی هم گفت:« آنها وقتی با ما اینگونه رفتار کردند با مجرمین چه می کنند».
يادم مياد كه به آقاي فتحعلي زاده گفتم «كه در جلسه نه مسئولين روابط عمومي قوه قضائيه باشن و نه جلسه خبري بشه و در جلسه هم فقط ما باشيم و آقاي شاهرودي»، گفت: «باشه هماهنگ ميكنيم». اما الان سؤال اين است كه چرا اين گونه نشد؟ تازه ما فهميديم كه بعضي از حضرات ايشان را دور زده و خود فرمانده ميدان شدند. سؤال اين است كه آيا ديوارهايي در قوه قضائيه وجود دارد و مانع تحقق اصل ماجرا ميشود؟ آيا آقاي شاهرودي از اهداف خبرنگاران پارلماني جهت حضور در اين جلسه مطلع شد؟ و اگر ایشان می دانست که خبرنگاران می خواهند جلسه صمیمی باشه و ابهامات خبرنگاران برطرف بشه آیا حاضر می شدند که جلسه اینگونه بشه؟ آيا دستهاي پنهان مانع برگزاري جلسه صميمي و دوستانه با آقاي شاهرودي شد؟ برگزاري جلسه صميمي به اين نحو به ضرر چه كسي تمام شد و چه كسي مسبب آن است؟ آيا ميتوانست جلسه به نحو بهتري اداره شود تا همه از آن منتفع شوند؟ و آيا وقت آن نرسيده است كه ديدار صميمي را با باندبازي تفكيك كنيم؟