بازديد از نيروگاه اتمي بوشهر، تاسيسات نفتي جزيره خارك و اسكله «تي» اين جزيره، افتتاح طرح مجتمع پتروشيمي مبين و طرح استحصال اتان پتروشيمي پارس، نظارت بر عقد قراداد فازهاي 15 و 16 پارس جنوبی بين شركت ملي نفت ايران و قرارگاه خاتم الانبيا و بازديد از بخشهاي مختلف مجتمعهاي پتروشيمي عسلويه و ديدارهاي مردمي از برنامههاي اين سفر بود.
در همين راستا ساعت 45/13 روز سه شنبه به سمت برازجان حركت كرديم تا شاهد ديدار رئيس مجلس با خانواده شهدا، ايثارگران و اساتيد و دبيران شهرستان برازجان باشيم. وقتي وارد برازجان شديم به علت شدت گرما در كوچهها، خيابانها و حتي ميدانهاي شهر فردي را نديديم و به قول معروف پرندهاي پر نميزد.
بعد از ورود به محل سخنراني با جمعيتي روبرو ميشويم كه ساعتي منتظر ورود رئيس مجلس هستند.بلافاصله پس از ورود، جانبازي را ميبينيم كه در آن هواي گرم، سوزان و نفسگير، با داشتن مشكل تنفسي براي طرح مشكل خود با حداد عادل خود را به اين محل رسانده تا به رغم همه نااميديها بار ديگر بخت خود را بيازمايد و از هر كسي سوال ميكرد «عادل حداد» آمد؟ هيچ كس به او توجه نميكند نه مسولين، نه خبرنگاران و نه ...
اما حس كنجكاوي و وظيفه خبرنگاريام نميگذارد تا از كنار اين فرد به راحتي عبور كنم.
اسمش مختار اعمايي برازجاني است. سه برگه در دست خود داشت. يك برگه اثبات ميكرد بنياد شهيد و امور ايثارگران ديگر هزينه داروي Seretide كه نوعي اسپري است و ادامه حياتش به مصرف آن بستگي دارد را پرداخت نميكند، دو برگ ديگر هم نشان ميدهد كه مزاياي حقوق وي كه به جهت سختي محيط كار و شرايط بدي و آب و هوا پرداخت ميشد، قطع شده است. او كه سه فرزند دارد، بسيجي دوران جنگ و شيميايي شده در سال ۱۳۶۲ در عمليات بدر است. به سختي سخن ميگويد به طوري كه هر كسي با شنيدن يك كلمه از زبان وي به عمق وخامت جسمي و بيماري ريوياش پيميبرد و در حالي كه جعبه خالي داروي خود را به همراه دارد، اين گونه ميگويد« اوايل ارديبهشت امسال دو روز بعد از قطع اين دارو به علت عدم رسيدن اكسيژن كافي به مغز و مشكل تنفسي سكته كردم. دارويي كه استفاده ميكردم اكنون در بازار آزاد با قيمت 70 هزار تومان هم پيدا نميشود و من با حقوق 200 هزار توماني خود حاضرم اين دارو را به قيمت 100 هزار تومان خريداري كنم تا حداكثر براي پنج روز از عمرم راحت باشم. من ديگر به مسئولان نامه نمينويسم. چرا كه آنقدر نوشتم خسته شدم. اما فقط ميخواهم مشكلاتم را شفاهي به «عادل حداد» بگويم.
وقتي مسئولان محلي با دادن وعدههاي همیشگي مانع گفت وگوی اين جانباز با رئیس مجلس ميشوند، وي زمزمههايي كرد و حتي قصد داشت تا جلسه را ترك كند. اما به اميد گفتوگو با حداد عادل تا پايان جلسه نشست و وقتي به هدف خود نرسيد، بار ديگر از مسئولان براي حل مشكلش نااميد شد.
در حين سخنراني فرماندار، نماينده و چند تن از مسئولان محلي برازجان، بخصوص زماني كه آنها بر حمايت از خانواده شهدا و جانبازان تاكيد مي كردند، جانباز اعمائي و برخي از جانبازان سخنان آنها را دروغ ميپنداشتند.
جانباز اعمائي نااميد از طرح مشكل خود و آزمودن آخرين بخت خود در حالي كه سرش را تكان ميدهد و نگاهاش را به نقطهاي خيره كرده اينگونه زمزمه ميكند «وقتي شما دستور ميدهيد تا هزينه اين داروي ما را پرداخت نكنند،خودتان بگوييد كه من با حقوق 200 هزار تومان و با داشتن سه فرزند و 70 درصد جانبازي چگونه بايد به زندگي خود اميدوار باشم». شماره تلفن۰۹۱۷۳۷۲۰۲۲۵
يادم است كه وقتي فروزنده پس از محسن رفيقدوست به رياست بنياد مستضعفان و جانبازان رسيد، از فرط خوشحالي گفت ديگر نيازي نيست كه جانبازان سراغ ما بيايند چرا كه از اين به بعد ما سراغ جانبازان خواهيم رفت.
سوال اينست كه قبل از تغيير ساختاري در بنياد جانبازان و مستضعفان مسولين چند بار سراغ اين جانباز رفتند؟ در حال حاضر آيا مسولي از بنياد شهيد و امور ايثارگران از درد اين جانباز مطلع است؟ اگر اين جانباز به دليل قطع دارواش به شهادت برسد، چه كسي پاسخگوي فرزندان اوست؟ چرا مسولين به داد اين جانباز نميرسند؟

اگر تا دیروز دغدغه ما مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب و بیگانگان بود امروز باید به رسانه های داخلی و حتی آنهایی که از پول بیت المال ارتزاق می کنند بیش از غرب و بیگانگان مواظبت کنیم.
به قول معرف مارادونا را باید ول کنیم و به غنضنفر بچسبیم.
قضیه از این قرار است که چندی پیش جشنواره فرهنگی هنری کودکان و نوجوانان برگزار می شود که در این جشنواره کودکان امروز ما که آینده سازان فردای جامعه ما هستند عملا توسط مسوولین این جشنواره به ترویج فرهنگ غرب می پردازند.
عکسی که خبرگزاری مهر از این جشنواره انداخت عکسی است که در آن علاوه بر آن که دختری با روسری از پرچم آمریکا نشان داده می شود بلکه یکی از مسوولین در حال آرایش دختری است که پسران خردسال نیز در حال نگاه کردن به این صحنه هستند.
بدتر از همه اینکه روزنامه همشهری که ارگان رسمی شهرداری است در شمار ه امروز خود شنبه سوم تیر ۱۳۸۵ آن عکس را در صفحه آخر خود به چاپ می رساند.
سوال این است که آیا مسوولین جشنواره از روسری با پرچم آمریکایی آن دختر اطلاع نداشتند؟ آیا مسوولین جشنواره نمی دانند وقتی دختری را جلوی پسران خردسال آرایش می کنندُ این عمل چه تاثیر منفی هم برای این دختر و هم برای پسران دارد؟