تبليغاتX
خبرنگار روستايي- حوزه مجلس
چندی پیش تعدادی از خبرنگاران امور مجلس که با مسایل سیاسی سر و کار دارند گویا برای تعامل بیشتر از میان ۲۲ وزارتخانه با دعوت وزارت نیرو که یک وزارتخانه اقتصادی است به این وزارتخانه مشرف شدند.

در آنجا قرار و مدار برای یک سفر به اصطلاح آشنایی با دستاوردهای وزارت نیرو گذاشته می شود. پیگیریهای ۲ طرف سرانجام به نتیجه رسید و عصر روز چهارشنبه چهارم بهمن مصادف با چهارم محرم تعدادی از این دست خبرنگاران امور مجلس عازم فروگاه مهرآباد می شوند تا در ایام محرم و در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی به مدت سه روز با حضور در استان خوزستان و لب کارون خستگی کار در مجلس را رفع و هوایی تازه کنند. که بنا به گفته خود این دوستان و همکاران حدود ۵۰ خبرنگار و عکاس در این سفر حضور دارند که البته ناگفته نماند برخی از آنها اصلا خبرنگار امور مجلس و حتی خبرنگار حوزه وزارت نیرو هم نیستند. 

اصلا هدفم مخالفت و نقد تفریح به موقع خبرنگاران بخصوص خبرنگاران امور مجلس که کار سخت و طاقت فرسایی دارند نیست چرا که با سه سال سابقه کار در مجلس و آشنایی با سختی کار آنجا معتقدم که خبرنگاران امور مجلس به تفریح بیش از این نیاز دارند.

اما از زمانی که بحث این سفر در مجلس پیش آمد سوالاتی در ذهنم ایجاد شد و چون مسافران خوزستان و مسولین هماهنگ کننده سفر پاسخ روشنی به این سوالات ندادند از همراهی با کاروان لب کارون خودداری کردم.

اما سوالات:

۱- چرا وزارت نیرو بانی این سفر است؟ این سفر چه ضرورتی دارد؟ و هدف از آن چست؟

اگر چه برخی از مسافران خوزستان و مدافعان اینگونه سفرها در پاسخ به این سوالات جسته و گریخته عنوان می کردند که وزارت نیرو می خواهد دستاوردهای خود را معرفی کند اما همین عده جوابی برای این سوال که خبرنگاران حوزه این وزارتخانه واجب تر هستند و بهتر می توانند خبرها را انعکاس دهند نداشتند. همچنین با توجه به اینکه این سفر از مدتها قبل برنامه ریزی شده بود و در همان ایام یکی از معاونین این وزارتخانه برای تصدی مسولیت وزارتخانه ای مطرح و حتی مدتی سرپرست وزارت رفاه بود که به نظر می رسید این سفر برای اهداف خاصی وعده داده شده بود.

 ۲-این سفر تفریحی است یا کاری؟

اگر چه باز همکارانم در مجلس در صدد توجیه برآمدند. عده ای آنرا تفریحی دانستند. سوال اینست که سفر تفریحی در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی چه معنایی دارد؟. 

برخی از مسافران خوزستان نیز این سفر را کاری می دانند که از خبرهایی که می دهند و یا در آینده خواهند داد می توان فهمید که چقدر کاری بود. در ضمن کدام مقام و مسول برای افتتاح و کلنگ زنی کدام پروژه به خوزستان رفته و آنها قصد دارنداطلاع رسانی کنند؟.

همچنین آیا مسافران خوزستان از سفرهای استانی هیئت دولت و یا سفر استانی غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس که حوزه کاری خود آنهاست هم استقبال می کنند؟ تا آنجا که من در جریان هستم در چنین مواقعی خبرنگاران زن مجلس علاوه بر بهانه بچه و شوهر به هزار بهانه دیگر متوسل می شوند تا از زیر کار در روند و آقایان مشرف شده به لب کارون هم می گویند ما خبرنگار روزنامه هستیم نیازی به حضور ما نیست.

۳- اگر مجلس دوست دارد برای رفع خستگی خبرنگاران برنامه تفریحی برگزار کند چرا خود مستقلا این کار را نکرده و خبرنگاران را به وزارتخانه ای بدهکار می کند؟ و چرا زمان بهتری را در نظر نمی گیرد؟

برخی از مسافران لب کارون می گفتند این سفر با هماهنگی مجلس است و ایرادی ندارد. سوال اینست که چرا وزارتخانه های سیاسی که سر کار خبرنگاران امور مجلس با آنها بیشتر از یک وزارتخانه اقتصادی است این کار را نکردند؟ خبرنگاران مجلس در طول سال چقدر با این وزارتخانه سر کار دارند؟ اگر همه وزارتخانه ها بخواهند این برنامه را برای خبرنگاران امور مجلس داشته باشند باز مجلس هماهنگ می کند و ایرادی نخواهد داشت؟ تازه مگر هر کاری که با هماهنگی مجلس صورت گیرد خالی از اشکال خواهد بود؟

این دست از خبرنگاران امور مجلس سابقه زیادی در اینگونه سفرها و برنامه ها دارند. یادم می آید حسین مرعشی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در روزهای پایان مسولیت خود در تابستان سال ۱۳۸۴ در این سازمان از خبرنگاران امور مجلس دعوت کرد تا در محفل خودمانی وی که سرانجام به کشیدن قلیان و گرفتن عکس یادگاری و دادن هدایای آنچنانی ختم شد حضور یابند که البته همکارانمان در مجلس در این مراسم به اصطلاح خداحافظی آقای مرعشی شرکت فعالی داشتند و به خبرنگار و عکاس خبرگزاری مهر به خاطر انعکاس حقایق از این محفل سخت تازیدند و از هرگونه تهمت و تخریب علیه آنها فرو گذاری نکردند.

البته در همان زمان سوال من از دوستان و همکارانم در مجلس این بود که ارتباط آقای مرعشی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با ما خبرنگاران امور مجلس چه بوده که ایشان می خواهد با ما خداحافظی کند؟ که کسی جواب  قانع کننده ای نداشت و به همین دلیل در جلسه قلیان کشی شرکت نکردم.

البته شرکت در اینگونه مراسمها و محافل چند بار با دعوت نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم از این دست از خبرنگاران امور مجلس ادامه یافت.   

اما چند سوال از دولت عدالت محور احمدی نژاد و فتاح وزیر نیرو که از ساده زیست بودن او کم نشنیده ایم:

۱- با چه میزان هزینه این سفر انجام شده و پول آن از کدام منبع تامین شده است ؟ از بیت المال؟

۲-آقای رئیس جمهور آیا می دانید صرف نظر از هزینه اقامت و تغذیه و تفریح حضرات تنها هزینه رفت و برگشت از مهرآباد تا اهواز سه میلیون تومان بوده؟ آیا می دانید این هزینه ها در حالی صورت می گیرد که خبرنگاران حوزه دولت در بسیاری از سفرهای طاقت فرسای شما به خاطر صرف جویی از انعکاس بسیاری خبرها جا می مانند و یا مجبور هستند با مینی بوسهای عهد بوق از این شهر به آن شهر بروند؟

۳- انجام این سفر صرف نظر از هزینه های آن کدام یک از مشکلات وزارت نیرو و مردم منطقه را مرتفع کرده یا خواهد کرد ؟

آیا بهتر نبود هزینه های این سفر غیر ضروری برای رفع مشکلات خوزستان در بخش آب و برق صرف می شد ؟ یادمان رفته مردم خرمشهر و آبادان در تابستان بدون برق می شوند و آب شیرین هم ندارند ؟ 

در پایان سخنی با دوستان و همکارانم در مجلس که به لب کارون رفتند:

اگر چه می دانم از نوشته هایم خرسند نیستید و تحمل نقد منصفانه را ندارید چرا که سال گذشته از نوشته های یکی از همکارانمان در خبرگزاری مهر در خصوص افشاگری علیه شما در محفل آقای مرعشی سخت براشفتید و به تخریب وی روی آوردید مطمئن هستم که اینگونه محبت های شما نصیب من هم خواهد شد اما اینجانب بعنوان همکار دوست و برادر کوچک شما خواهش می کنم که آلوده اینگونه سفرها نشوید و منصفانه به نقد بپردازید چرا که نقد مایه پیشرفت است.

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:52 توسط یوسف اسدی |