محمود احمدی نژاد سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته ۳۰ و ۳۱ مرداد به جمهوری آذربایجان سفر کرد.
اینجانب پس از یک سال و نیم انتظار سفر خارجی در این سفر ۲۲ ساعته حضور داشتم.
اما حاشیه های این سفر:

* اگر چه برخي از رسانهها همواره يك پاي سفرهاي خارجي هستند، اما براي برخي ديگر از رسانهها اين سفرها نوبتي است.
*برنامههاي سفر هماهنگ شد. پرواز ساعت 15/12 روز سه شنبه از پاويون جمهوري فرودگاه مهر آباد به مقصد باكو. اما گويا برنامه تغيير كرد و براي اعلام تغيير برنامه تنها به فرستادن يك sms اكتفا شد. «پرواز هشت صبح».
*احمدينژاد قصد داشت تا قبل از عزيمت به باكو سري هم به اردبيل بزند تا بزرگترين مجتمع نساجي و پوشاك سبلان در خاورميانه را در اردبيل افتتاح كند.
*عقربههاي ساعت هشت صبح روز سهشنبه را نشان ميداد. وارد پاويون جمهوري فرودگاه مهرآباد شديم. كسي نيامده بود جز يك عكاس. معطلي، علافي و ناهماهنگي از همين جا آغاز شد. تا ساعت 30/9 ، نه بدرقهكنندگان آمدند نه مسافران. گويا آنان از زمان دقيق پرواز مطلع بودند و تنها خبرنگاران و عكاسان بودند كه 2 ساعت ميبايست در فرودگاه معطل شوند.
*پرويز داودي معاون اول رئيس جمهور، علي سعيدلو معاون اجرايي رئيس جمهور و محسني اژهاي وزير اطلاعات كه در فرودگاه حاضر شدند، ديگر باورمان شد كه اين سفر با تاخير انجام ميشود.سرانجام ساعت 10/10 پرواز انجام شد. يك ساعتي در هواپيما بوديم كه به اردبيل رسيديم.
*اردبيل شهري در شمال باختري ايران. شهري باستاني و تاريخي و در ارتفاع هزار و 500 متري از سطح دريا و ميان كوههاي طالش و سبلان. مهمتر از استقبال رسمي مسئولين از رئيس جمهور، هواي خنك و مطبوع اردبيل بود كه به استقبال مسافران آمد.
*فرودگاه تا محل افتتاح كارخانه راه زيادي نبود. وقتي اتومبيل حامل رئيس جمهور جلوي در مجتمع نساجي متوقف شد، رئيسجمهور با عدهاي از اردبيليهايي كه به صورت خودجوش خود را به آنجا رسانده بودند، مواجه شد كه هر يك چيزي ميگفتند و رئيسجمهور نيز به رغم كمي فرصت و فشردگي برنامه با صبر و حوصله به سخنان آنان گوش فرا داد.
*ناهماهنگيها در ورود به مجتمع و باز هم ناآشنا بودن نمايندگان استان، براي تيم حفاظت دردسرهايي به همراه داشت. هنگام ورود يكي از نمايندگان به سالن مجتمع نساجي، تيم حفاظت مانع وي شد و اين نماينده با عصبانيت گفت: «چرا ما را دعوت كرديد» و آن شخص نيز با صدايي بلندتر جوابش را داد.
*مجتمع نساجي و پوشاك سبلان كارخانه عظيم و شاهكار عصر جديد در اردبيل است كه ظرفيت توليد 35 ميليون قطعه انواع پوشاك در سال و اشتغال پنج هزار و 500 نفر را دارا است. قرار است در سه سال آينده 60 درصد پوشاك آن به خارج صادر شود. نكته اينكه پنبه پس از ورود به اين كارخانه و طي طريق در سالنهاي مختلف به پوشاك گرم، نرم و خنك مبدل ميشود.
*رئيس جمهور به همراه محرابيان سرپرست وزارت صنايع، نمايندگان اردبيل در مجلس، استاندار و نماينده ولي فقيه و امام جمعه اردبيل با افتتاح و ضمن بازديد از قسمتهاي مختلف كارخانه، در جريان نحوه تبديل پنبه به نخ، پارچه و پوشاك قرار گرفت و به توضيحات مديران و كاركنان گوش فرا داد. سپس با استقبال كاركنان اين كارخانه در جمع آنها حاضر شد.
*از سخنراني و تعريف و تمجيد مسئولين كه بگذريم قطع برق سالن هنگام سخنراني جلب توجه كرد. اينكه حتي تا دقايقي در اين كارخانه عظيم و به قولي بزرگترين كارخانه خاورميانه از برق اضطراري نيز خبري نبود.
*جالبتر اينكه لحظاتي قبل از ورود رئيسجمهور به سالنها دستگاههاي توليد روشن و بعد از خروج نيز خاموش شد. تلاش ما براي گرفتن جواب نتيجهاي نداد چرا كه هركس چيزي ميگفت و معلوم بود علت واقعي را نميداند. تعجب اين بود كه دستگاههاي سالن «ژاگارد» كه رومبلي و سجادههاي تزئيني توليد ميكند بعد از خروج رئيس جمهور روشن شد و تلاش مسئولين جهت روشن كردن اين دستگاهها قبل از حضور رئيسجمهور، نتيجه نداده بود.
*اظهارات رئيسجمهور در اردبيل در خصوص مسئله هستهاي و به خصوص بيان اين جمله كه «جمهوري اسلامي ايران آماده است تا در چارچوب قوانين آژانس دستاوردهاي هستهاي خود را در اختيار كشورهاي صلح طلب عضو آژانس قرار دهد»، شور و هيجان خبرنگاران جهت مخابره اين خبر را برانگيخت و بلافاصله پس از اتمام اين جلسه تيتر «ايران دستاوردهاي هستهاي خود را در اختيار كشورهاي صلح طلب قرار ميدهد» در رسانهها نقش بست.
*فشردگي برنامه رئيسجمهور در اردبيل باعث شد كه رئيسجمهور و هيئت همراه در فرودگاه اردبيل بر سر سفره آماده ناهار ننشينند و تنها به برگزاري نماز جماعت در كنار سفره اكتفا كنند. البته عدهاي مجبور شدند نماز را در داخل هواپيما اقامه كنند.
*منوچهر متكي و داود دانش جعفري وزراي خارجه و اقتصاد و دارايي كه قرار بود رئيس جمهور را در سفر به آذربايجان همراهي كنند، در اردبيل به جمع ما پيوستند.
*ساعت 10/14 هواپيماي «VIP» اردبيل را به سمت باكو ترك كرد.
*باكو شهري در ساحل غربي درياي خزر در شبه جزيره آبشرون، شهري زيبا و پايتخت شيروانشاهان. وقتي بر فراز آسمان بر اين شهر مينگريستيم درياچه خزر خودنمايي كرد و به ياد اين مثل محلي افتاديم كه «اگر نفت، ملكه آذربايجان باشد ،باكو تاج اوست».
*هواپيما وقتي فرود آمد آرتو راسيزاده نخستوزير آذربايجان در پاي پلكان هواپيما حاضر شد و رئيس جمهور و همراهان را تا كاخ رياست جمهوري براي مراسم استقبال رياست جمهوري همراهي كردند.
*از فرودگاه تا كاخ رياست جمهوري آنچه را كه در مورد آذربايجان شنيده و خوانده بودم، در ذهن تداعي كردم تا حقايق را بيابم. «هواي تميز، خيابانهاي وسيع، نظم خاص مردم، نبود ترافيك و مهمتر اينكه در خيابانهاي باكو از موتور سيكلت خبري نيست».
*ترافيك بي ترافيك. غير از چند اتومبيل كه براي دقايقي جهت تردد كاروان اسكورت رئيس جمهوري پشت سر هم قرار گرفتند، ترافيكي مشاهده نشد. اتومبيلي بيجهت براي كسي بوق نميزد و مهمتر آنكه از لايي كشيدن موتورسواران نيز خبري نبود. حتي مردم آذربايجان هنگام تردد كاروان اسكورت وارد خيابانها هم نميشدند و در پيادهروها ميايستادند.
*پمپ بنزينها و جايگاه گاز نيز خلوت بود. تاكسيهاي زرد رنگ سمند ايران كه در خيابانهاي تهران با نذر و نياز و دعا هم گير نميآيد، در آنجا به وفور انتظار يك مسافر را ميكشند.
*به كاخ رياست جمهوري كه رسيديم بيش از هر چيزي، نظم گارد ويژه احترام مراسم استقبال رسمي، جلب توجه كرد و به رغم آنكه از مدتها قبل خبردار ايستاده بودند و ورود روساي جمهور 2 كشور نيز كمي طول كشيد، نه سربازي دستش را به بالا و پايين برد و نه با اسلحهاش بازي كرد و نه به خاطر خستگي نيمخيز شد. بلكه سراپا گوش به فرمان.
*پس از استقبال رسمي و حركت دوشادوش روساي جمهور 2 كشور و سان ديدن از گارد ويژه، با آسانسور كاخ رياست جمهوري به طبقه پنجم منتقل شديم.
*بلافاصله ملاقات خصوصي روساي جمهور 2 كشور با حضور سفرا در دستور كار قرار گرفت.
*خبرنگاران محلي به همراه خبرنگاران ايراني كه جهت پوشش برنامه در كاخ رياست جمهوري حاضر شده بودند، در پشت درهاي بسته متوقف شدند.
*ساعتي گذشت تا روساي جمهور 2 كشور در جمع خبرنگاران حاضر شدند. الهام علياف رئيس جمهور آذربايجان از روابط صميمانه ايران و آذربايجان گفت و بر گسترش آن تاكيد كرد. احمدينژاد نيز پيشرفت آذربايجان را مايه مسرت و خوشحالي ملت ايران دانست و تاكيد كرد ا
يران اقتدار، عزت و پيشرفت آذربايجان را اقتدار، عزت و پيشرفت خود ميداند.
*سپس مذاكرات مشترك 2 جانبه آغاز شد. البته خبرنگاران و تصويربرداران به سالني منتقل شدند تا پس از پايان مذاكرات، مشروح آن را از زبان رؤساي جمهور 2 كشور مخابره كنند. در اين سالن همه تجهيزات و وسايل تصويربرداري و خبرنگاري و موبايل، همراه خبرنگاران و عكاسان بود، اما مشخص نشد كه چرا محافظان آذربايجاني از شارژ كردن گوشي تلفن همراه در آن سالن جلوگيري ميكردند.
*يادداشت تفاهم راهاندازي خط اتوبوسراني بين باكو- نخجوان، يادداشت تفاهم احداث پل اتومبيل رو بين ايران و آذربايجان در مسير جلفا- جلفا، پروتكل احداث نيروگاه برق آبي مارازا-اردوباد و سند اعلام گذر بين المللي مرز پلدشت- شاه تختي حاصل اين مذاكرات بود و روساي جمهور 2 كشور در پايان بيانيه مشتركي امضا كردند.
*محور مذاكرات نيز تقويت روابط اقتصادي، تجاري، سياسي و فرهنگي 2 كشور بود. همچنين مسئله قرهباغ كه در تصميمات اداري شوروي سابق جزو آذربايجان محسوب ميشد، ولي مقامات محلي، خود را خودمختار و كشور مستقل ميدانند، مورد بحث و بررسي قرار گرفت، علياف از موضع رئيس جمهور ايران مبني بر حل مسئله قرهباغ از طريق گفتوگو و دفاع از حقوق آذربايجان برطبق عدالت، استقبال كرد.
*پس از پايان اظهارات روساي جمهور 2 كشور، از ميان آن همه خبرنگار و انتظار يك ساعته تنها خبرنگار واحد مركزي خبر و تلويزيون دولتي آذربايجان حق سؤال داشتند.
*احمدينژاد سپس به اتفاق الهام علياف رئيسجمهور آذربايجان عازم بنياد حيدرعلياف رئيس جمهور فقيد آذربايجان شد و دفتر يادبود آن را امضا و سپس در ضيافت شام رئيس جمهور آذربايجان در ساختمان گلستان شركت كرد.
*ضيافت شامي نيز براي خبرنگاران در نظر گرفته شد. البته به دليل فشردگي برنامه و خبرهاي مذاكرات و مصاحبههاي قبلي اين ضيافت براي خبرنگاران چندان جذاب نبود. چرا كه هنوز خبرها مخابره نشده و شام را نيز صرف نكرده بودند كه براي ديدار رئيسجمهور با ايرانيان مقيم آذربايجان عازم نقطه ديگري از باكو شديم. سفره رنگين در آنجا پهن بود و به رغم آنكه دقايقي از صرف شام ميگذشت همه نوع غذا و انواع ميوه بر سر ميز حاضر بود. اينجا بود كه دوستان ميگفتند اي كاش بجاي ضيافت شام مهمان سفارت ميشديم.
*ايرانيان مقيم آذربايجان شور و هيجان خاصي در ديدار با رئيس جمهور داشتند. اين ادعا را حضور سالخوردگان و حتي چشمان بيدار كودكان و نوجوانان كه به رغم گذشت پاسي از شب همچنان منتظر بودند، اثبات كرد. عدهاي با بلند كردن دست براي رئيس جمهور ارادت خود را نشان ميدادند، برخي ديگر نيز با دادن يادداشت و بعضيها هم با نامه.
*رئيس جمهور از ديدار ايرانيان مقيم باكو بسيار خرسند بود و براي اثبات اين خرسندي گفت: «به دليل جذابيت و شيريني ديدار با ايرانيان مقيم خارج در سفرهاي خارجي، خستگي فشردگي برنامهها از بين ميرود».
*احمدينژاد در اين جمع به ديدار سال گذشته خود با ايرانيان مقيم آذربايجان اشاره كرد و گفت: سال گذشته موضوع بحث ما چه بود كه جمعيت يكصدا گفتند «انرژي هستهاي». سپس رئيس جمهور گفت: «به لطف خدا و ايستادگي ملت ايران ما سال گذشته در ابتداي يك راه پرپيچ و خم و گردنههاي صعب العبور بوديم اما در حال حاضر از گردنههاي سخت عبور كرديم و در دشت هموار قرار داريم.
*پايان جلسه جذابتر شد و هر كس سعي ميكرد تا از لابهلاي جمعيت خود را به رئيس جمهور برساند و حتي براي لحظهاي با ايشان گفتوگو و يا يك سلام و احوالپرسي داشته باشد.
*خبرنگاران و عكاسان كه از صبح كولهپشتي، كيف، وسائل و تجهيزات خود را به دنبال داشتند، پس از اين برنامه فرصت شد تا در محل اقامت خود در هتل «PARKINN» استقرار يابند. البته عقربههاي ساعت 30/1 بامداد روز چهارشنبه را نشان ميداد و تازه عكاسان بايد عكس هم ارسال ميكردند و ساعت هفت صبح نيز در لابي هتل حضور به هم ميرساندند.
*اولين برنامه روز دوم سفر رئيسجمهور به آذربايجان مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران آذربايجاني بود. ساعت هشت صبح به سمت «اولدوز سرا» محل اقامت رئيس جمهور حركت كرديم، 30/7 به وقت تهران. دقايقي بعد رئيس جمهور ايران با آمادگي كامل و اعتماد به نفس در جمع خبرنگاران حاضر شد. شجاعت و اعتماد به نفش از گامهاي استوارش خودنمايي ميكرد.
*احمدينژاد كمي از وضعيت جهان و جنايت قدرتهاي زورگو در دنيا سخن گفت. نوبت به پرسيدن سؤال رسيد تلويزيون دولتي آذربايجان، تلويزيون «ANS» ، خبرنگار «APA»، مجله حسابات، خبرگزاري«TREND» به ترتيب سؤالات خود را مطرح كردند. احمدينژاد نيز با صبر و حوصله پاسخ داد و تاكيد كرد كه همه خبرنگاران سؤالات خود را مطرح كنند.
*در ابتداي اين مصاحبه مترجم برخي از جملات رئيسجمهور را دقيق ترجمه نكرد و رئيس جمهور وقتي متوجه شد، جملات را تكرار كرد تا مترجم درست ترجمه كند. كار به جايي كشيد كه احمدينژاد به نحوه ترجمه مترجم اعتراض كرد و شخص ديگري ادامه ترجمه مصاحبه را به عهده گرفت.
*احمدينژاد پس از بيان موضوعات مختلف خطاب به قدرتهاي زورگو تاكيد كرد تا از گذشته خود عبرت بگيرند و با اقدامات خود سازمانهاي بينالمللي را بيخاصيت نكنند.
*پس از مصاحبه، احمدينژاد، نخستوزير آذربايجان و شيخ الاسلام پاشازاده رئيس اداره مسلمانان آذربايجان را به حضور پذيرفت كه تنها تصويربرداران اجازه ورود يافتند، البته خبر اين 2 ديدار پس از ترك باكو و در داخل هواپيما توسط مسئولين امور خبر رياست جمهوري در اختيار خبرنگاران قرار گرفت.
*خبرنگاران هنوز مصاحبه رئيسجمهور را مخابره نكرده بودند كه به سمت مزار حيدر علياف حركت كردند، تا شاهد اداي احترام احمدينژاد به رئيس جمهور فقيد آذربايجان باشند. احمدينژاد همچنين به خانواده حيدر علي اف اداي احترام كرد. سپس اسكورت احمدينژاد را به مزار شهداي آذربايجان برد و گارد ويژه پس از احترام به رئيس جمهور كشورمان، سرود 2 كشور را نواخت.
*احمدينژاد سپس به سمت فرودگاه باكو رفت و با بدرقه رسمي نخست وزير و ديگر مقامات آذربايجان، باكو را به مقصد تهران ترك كرد.
*احمدينژاد در فرودگاه مهرآباد دستاوردهاي سفر را برشمرد و با توجه به فشردگي برنامه در زمان كوتاه، اين سفر را 22 ساعته ناميد، سپس از فرودگاه عازم اجلاس سران شد تا در جلسه مشترك شش ساعته هيئت دولت و سفرا كه قرار بود تا به رياست احمدينژاد آغاز به كار كند شركت كند. حضور در «همايش سراسري پزشك» نيز از ديگر برنامههاي احمدينژاد در تهران در بدو ورود بود.
ناصر نصیری نماینده گرمی در مجلس یکشنبه ۲۸ مرداد در نطق پیش از دستور مجلس گفت: «دولت احمدی نژاد دولت وعده هاست نه دولت کار». با توجه به این حجم کار دولت و رئیس جمهور قضاوت را به عهده شما می گذاریم.