تبليغاتX
خبرنگار روستايي- حوزه مجلس

امروز جمعه 22 خرداد 1388 در نماز جمعه تهران شركت كردم. اين نماز جمعه به امامت حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب برگزار شد.

اما در حاشيه نماز جمعه چه  رخ داد؟

عقربه‌هاي ساعت 13 را نشان مي‌داد و من كه از ساعت 11 جلوي دانشگاه تهران حضور داشتم به ابتداي خيابان فخر رازي مقابل دانشگاه تهران رفتم.

خبرنگار بي بي سي به همراه مترجم و تصويربردار خود براي تهيه گزارش از خطبه هاي نماز جمعه تهران در مقابل دانشگاه تهران حضور يافت. اقشار مختلف مردم تهران با مشاهده وي عكس العمل منفي نشان داده و از گزارش هاي مغرضانه او ابراز خشم كردند و نفرت خود را از بيگانگان با طرح شعارهايي نشان دادند.


مردم همچنين از عملكرد اين خبرنگار و گزارش هاي او در مورد وقايع اخير به شدت انتقاد كرده و او را يك دروغگو توصيف كردند.

مردم با دست خبرنگار بي بي سي را به يكديگر نشان مي دادند و مي گفتند وي گزارش هاي غيرواقعي از سطح شهر تهران در خصوص اغتشاشات و آشوب هاي اخير مخابره كرده است.


هنگامي كه اين خبرنگار مقابل دوربين خود قرار گرفت تا گزارشي از وضعيت نماز جمعه امروز ارائه كند مردم خطاب به وي مي گفتند «درغگو؛ دروغ نگو. لطفا حقيقت را بگو».

همچنين عده اي از مردم با مشاهده خبرنگار «بي بي سي» شعار «مرگ بر بي بي سي دروغگو» و «مرگ بر انگليس» سر  دادند.

اين خبرنگار وقتي با عكس العمل منفي مردم مواجه شد در حالي كه در خيابان فخر رازي مقابل دانشگاه تهران حضور يافته بود بعد از 20 دقيقه و تهيه يك گزارش، خيلي سريع از همان خيابان نماز جمعه تهران را ترك كرد و هيچ عكس العملي نشان نداد.


برخي از افراد كه دور اين خبرنگار جمع شده بودند خطاب به وي مي‌گفتند ما براي بيان اعتراض به عمكرد شما اينجا آمديم نه اينكه فكر كني به خاطر اينكه در كادر دوربين شما دروغگويان باشيم.


اشتباه گرفتن خبرنگار زن اتريشي به جاي خبرنگار «سي ان ان» و «بي بي سي»

همچنين بعد از پايان نماز جمعه تهران هنگامي كه يك خبرنگار اتريشي كه يك زن بود، با دوربين و مترجم همراه خود مقابل دانشگاه تهران حضور يافت، مردم به خيال اينكه وي خبرنگار «بي بي سي» يا «سي ان ان» مي باشد نسبت به وي واكنش منفي نشان داده و شعار «مرگ بر بي بي سي» و «مرگ بر امان پور (خبرنگار سي ان ان)» را سر دادند.

بر اساس اين گزارش بيش از 150 نفر با طرح شعارهاي عليه بي بي سي خبرنگار اتريشي را به سمت خيابان فخر رازي هدايت كرده و خواستار خروج وي از بين نمازگزاران تهراني شدند.

خبرنگار اتريشي كه از اين حركت تعجب كرده بود، به زبان انگليسي گفت من خبرنگار «بي بي سي» يا «سي ان  ان» نيستم اما با اين حال محل را ترك كرد و تاكيد داشت كه «به سفارت مي‌رود».

مردم با طرح شعارهايي عليه «بي بي سي» و «سي ان ان» تاكيد داشتند كه اين شبكه ها گزارش هاي دروغ از ايران مخابره مي كنند و نبايد اجازه فعاليت به آن ها داده شود.

در اين ميان شعارهايي همچون «مرگ بر امانپور» ، «مرگ بر سي ان ان» و «مرگ بر بي بي سي» از لابه لاي جمعيت شنيده مي‌شد.

كريستين امان پور خبرنگار «سي ان ان» كه براي تهيه گزارش از نحوه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران در 22 خرداد به ايران آمده بود پس از پايان انتخابات گزارش هايي را از آشوب ها و اغتشاشات خياباني مخابره كرد و باعث شد خشم ملت ايران برانگيخته شود.

همچنين شبكه بي بي سي در روزهاي اخير گزارش هاي دروغي از سطح شهر تهران مخابره كرده است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 15:55 توسط یوسف اسدی |

روز سه‌شنبه 19 خرداد 88 گزارشي تحت عنوان «تجربه اي زيبا در مردم سالاري ديني؛ سريال مناظره پايان يافت»؛ در جام جم آنلاين نوشتم كه به شرح زير است.

مناظره تلويزيوني نامزدهاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري كه دوشنبه شب 18 خرداد پس از برگزاري 6 برنامه مهيج پايان يافت، به اعتقاد صاحبنظران، ابتكار ارزشمند و مفيدي از سوي صدا و سيما بود كه توانست نه تنها امكان معفي مناسب نامزدها را به مردم فراهم سازد بلكه فضاي جامعه را نيز به شدت انتخاباتي كند.

مناظره تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري براي اولين بار از سوي صدا و سيما برگزار شد و در طول 6 مناظره، نامزدها به صورت دو به دو توانستند ديدگاههاي خود را براي مردم بيان كرده و ضمن نقد طرف مقابل، از برنامه هاي خويش دفاع كنند.

اين مناظره ها ميان نامزدهايي برگزار شد كه خود سابقه طولاني مديريت در كشور داشته و به قول معروف، "سرد و گرم چشيده روزگار" هستند.

يكي از آنها دكتر محمود احمدي‌نژاد رييس جمهوري كنوني است كه سابقه مديريت شهرداري تهران را نيز دارد. ديگري، ميرحسين موسوي، نخست وزير دوران دفاع مقدس است كه از سال 1360 تا 1368 نخست وزير دولت حضرت آيت الله خامنه اي بود.

مهدي كروبي هم نه تنها چهار دوره نماينده مجلس شوراي اسلامي بود بلكه 2 دوره رياست مجلس را نيز بر عهده داشت. محسن رضايي نيز يك اقتصاددان است كه سالها فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوده و هم اينك دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام است.

فوايد مناظره 

تصميم گيري بهتر و سهولت در آن ، افزايش آگاهي مردم نسبت به برنامه كانديداها ، آگاهي و شناخت در راي دادن ، افزايش مشاركت مردم در انتخابات ، تقويت پايه‌هاي نظام و اثبات مردمي بودن آن و  ايجاد شور و نشاط  در انتخابات از جمله فوايد اين مناظره هاست.    

اولين فايده مناظره افزايش قدرت تصميم گيري مردم و سهولت در اين تصميم گيري است. مردم در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري ديگر به شهرت نامزد انتخابات و يا شهرت رئيس جمهور قبل و برحسب عادت راي نخواهند داد بلكه در اين دوره با بررسي برنامه ها و ديدگاههاي نامزدها در مناظره و همچنين مقايسه آنها و مقايسه عملكرد دولت ها براساس شناخت و آگاهي تصميم گيري خواهند كرد.

همچنين مناظره ها شور و نشاط در بين مردم را در انتخابات افزايش داده است بطوريكه امسال براي اولين بار شاهد هستيم مردم از نيمه هاي شب تا طلوع آفتاب براي حمايت از كانديداهاي خود و تبليغات براي آنها در خيابانها حضور دارند و ضمن تبليغات به شادي مي  پردازند. اين در حالي است كه هرچه ميزان مشاركت مردم بالا رود، پايه‌هاي نظام مستحكم تر مي‌شود.

اين مناظره ها باب بحث هاي سياسي را در ميان مردم نيز بيشتر باز كرده و مردم اين روزها از اينكه به چه كسي راي بدهند با يكديگر صحبت مي كنند.

يك پديده جديد سياسي

"فاطمه رهبر " عضو  فراكسيون اكثريت مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاين با بيان اينكه انتخابات رياست جمهوري يكي از مهمترين انتخابات در ايران است چرا كه در آن بالاترين شخصيت اجرايي كشور به مدت چهار سال انتخاب مي شود، گفت: با ابتكار صداوسيما براي اولين بار در نظام جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفته شد تا كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري به مناظره با يكديگر بپردازند كه اين امر فوايد بسيار زيادي براي نظام ، مردم و اصل برگزاري انتخابات دارد.

وي افزود: انجام اين مناظره ها علاوه بر آنكه قدرت تصميم گيري مردم را بالا مي برد، باعث شور و نشاط در انتخابات شده است.

اين چهره شاخص مجلس هشتم، افزايش مشاركت در انتخابات، تصميم گيري بهتر ، اطلاع و آگاهي از برنامه ها و ديدگاه هاي كانديداها و ايجاد رغبت براي شركت در انتخابات را از جمله فوايد برگزاري اين مناظره ها در صداوسيما دانست.

داريوش قنبري نماينده ايلام و سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس نيز در اين زمينه به خبرنگار جام جم آنلاين گفت: در اين مناظره‌ها كانديداها ضمن نقد برنامه هاي يكديگر به ارائه ديدگاه هاي خود مي پردازند و مشخص مي شود كه برنامه هاي كانديداها چقدر قابل تحقق است و با توجه به تضارب آرا و انديشه هايي كه شكل مي گيرد، حقايق براي مردم مشخص مي شود تا آنان بهتر بتوانند تصميم گيري كنند.

وي تصريح كرد: اين مناظره ها به قدرت تصميم گيري مردم كمك كرده و بسيار مفيد است.

"محمدرضا ميرتاج الديني" نماينده تبريز و عضو هيئت رئيسه مجلس نيز به خبرنگار ما گفت: انجام مناظره ميان كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري با استقبال گسترده مردم مواجه شده است چرا كه موجب افزايش آگاهي مردم مي‌شود.

وي افزود: اين مناظره ها مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت و نشان مي دهد كه يك پديده سياسي جديد است و در روشنگري افكار عمومي تاثير بسزايي داشته است.

عضو فراكسيون اكثريت مجلس با بيان اينكه انتظار اين است كه كانديداها در انجام مناظره انصاف را رعايت كنند، گفت: اصل برگزاري مناظره بسيار مهم بود و مي‌تواند به مردم كمك كند تا با مقايسه برنامه هاي كانديداها نامزد اصلح در انتخابات را انتخاب كنند.

به گفته اين نماينده مجلس، مناظره به افزايش مشاركت و تقويت نظام منجر خواهد شد.

بايدها و نبايدهاي مناظره

مناظره انتخابات رياست جمهوري از آنجا كه براي انتخاب بالاترين شخصيت اجرايي كشور به مدت 4 سال صورت مي گيرد قطعا بايد با ظرافت و دقت خاصي برگزار شود.

از آنجا كه اين مناظره ها براي اولين بار در كشور صورت مي گيرد، بطور طبيعي نواقصي نيز در آن وجود دارد و براي بهتر شدن آن بايد ضمن كار كارشناسي براي نحوه انجام اين مناظره ها، قوانين و يا آئين نامه هايي در اين زمينه تصويب و راهكارهاي رفع اتهام به افراد حقيقي يا حقوقي و يا حتي اتهام به كانديداهاي ديگر در آن پيش بيني شود. بعنوان مثال اگر در انجام مناظره كانديداها در نقد برنامه هاي يكديگر اسم اشخاص ديگر را ذكر كردند و يا اتهامي به كانديداها و يا اشخاصي ديگر وارد شد، چه اقدامي بايد به عمل آيد.

يكي از سوالات ديگر در اين زمينه اين است كه آيا مناظره بين كانديداها به مدت يك ساعت و نيم و اختصاص حدود 40 دقيقه به يك كانديدا در هر مناظره كافيست؟ همچنين اين مناظره ها بايد به چه شكلي و چه نحوي برگزار شود؟.

فاطمه رهبر در اين باره گفت: از آنجا كه اين مناظره ها براي اولين بار در كشور صورت مي گيرد قطعا نواقصي هم دارد كه بايد با برنامه ريزي دقيق به رفع اشكالات آن پرداخت.

وي با اشاره به مدت زمان مناظره دو كانديدا و زمان پخش اين مناظره ها از صداوسيما گفت: اگر بتوان فرصت بيشتري را در اختيار كانديداها گذاشت و يا وقت بهتري را براي پخش اين مناظره ها در نظر گرفت فوايد اين مناظره ها بيشتر خواهد شد و اهداف آن نيز بهتر تحقق مي‌يابد. البته، در اين زمينه بايد كارشناسان و مسئولين در نشست هايي بررسي هاي لازم را انجام دهند.

رهبر با اشاره به زنده بودن برنامه مناظره و پخش مستقيم آنها خاطرنشان كرد: ممكن است در اين گفت‌وگوها مطالبي مطرح شود كه عده‌اي معترض آن باشند. از صداوسيما انتظار مي‌رود تا بعد از انتخابات فرصت لازم را براي اين عده براي پاسخ به مطالب مطرح شده فراهم كند.

قنبري نيز تصريح كرد : مدت زمان و وقت براي انجام مناظره 2 كانديداي انتخابات رياست جمهوري بسيار كم بود و در انتخابات آينده بايد علاوه بر آنكه حداقل سه يا چهار ساعت به جاي يك ساعت و نيم به اين مناظره ها اختصاص داده شود بايد كانديداها چندين بار با هم مناظره كنند.

وي با بيان اينكه  وقتي يك فرد داوطلب انتخابات رياست جمهوري مي شود در گذشته مسئوليت هاي مختلفي داشته است، گفت: بايد در اين مناظره ها با اختصاص فرصت هاي بيشتر برنامه هاي آنها مورد نقد و ارزيابي قرار گيرد تا بتوان بهترين تصميم را اتخاذ كرد .

به گفته قنبري، فرصتي كه صداوسيما براي انجام مناظره هاي انتخابات رياست جمهوري اختصاص داد به اندازه سريال جومونگ هم نبوده است!

سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس تصريح كرد: در اين مناظره ها بعضي افرد از چارچوب مناظره خارج شده و پاي بعضي از مسئولين را به ميان كشيدند تا با نقد آنان خود را بزرگ جلوه دهند و در واقع مسائلي كه چهار سال پيش بصورت شبنامه ها در تبليغات توزيع مي شود امروز به تريبون صداوسيما كشيده شد.

نماينده ايلام گفت: بايد طوري باشد تا كساني كه نام آنها از طريق صداوسيما توسط كانديداها برده شد بتوانند با استفاده از فرصتي به دفاع از خود بپردازند، چون آن مسئولين مقامات كشور هستند و وقتي توهين و يا اتهامي عليه آنها مطرح مي شود بايد بتوانند به دفاع از خود بپردازند.

نكته ديگر اينست كه  آيا مناظره هاي اين دوره از انتخابات توانسته است تا انتظارات مردم را برآورده كند و آيا بايد در دوره هاي بعد هم برگزار شود و اگر بايد برگزار شود زمان مناظره چقدر بايد باشد؟ . همچنين اين سوال مطرح است كه در چه ساعتي از شب و از كدام شبكه اين مناظره ها پخش شود تا بيشترين فوايد را داشته باشد.

همه اينها به نظر مي رسد نيازمند بازنگري در قانون تبليغات انتخابات رياست جمهوري و آيين نامه هاي مربوط به آن از سوي نهادها و مسئولان ذيربط است.

يوسف اسدي
جام جم آنلاين

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:25 توسط یوسف اسدی |

صبح ديروز دوشنبه 18 خرداد براي گرفتن حكم به دادگاه مراجعه كردم. دادگاهي كه به دليل ندادن حق و حقوق شرعي و قانوني مان توسط مسئولين فعلي خبرگزاري فارس، در روز دوشنبه چهارم خرداد تشكيل شده بود.

دقيقا همان حكمي كه پيش بيني مي‌كردم، صادر شد. چرا كه اگر كسي فقط به اندازه اطلاعات عمومي از قانون كار مطلع مي‌بود، در روز دادگاه از نحوه حرف زدن و دفاعيات نماينده خبرگزاري فارس يعني آقاي اكبرزاده مدير اداري و مالي خبرگزاري مي‌فهميد كه نتيجه دادگاه چه خواهد شد، بخصوص اينكه من وكيل هم داشتم.

به هر حال از ميان همه اخراجيهاي فارس كه براي گرفتن حق و حقوق خود، شكايت كردند، تنها من وكيل گرفتم و تنها من توانستم حكم برگشت به كار بگيرم.

اما محتواي حكم دادگاه:

1- ابقا به كار در شرايط اوليه و يا شغل همراز

2- پرداخت مبلغ يك ميليون 151 هزار و 621 تومان به حساب اينجانب بابت حقوق ماه فروردين و ارديبهشت امسال.

3- پرداخت حق بيمه اين جانب از اول سال تا روز آغاز مجدد كار رسميم در فارس

با توجه به اين حكم، اخراج اين جانب غير قانوني بوده و نماينده فارس نيز در روز دادگاه نتوانست دلايل قانوني براي اخراج اينجانب ارائه كند.

بنابراين دادگاه خبرگزاري فارس را موظف كرد تا اينجانب را نه تنها بر سر كار برگرداند بلكه بايد در همان شرايط اوليه يعني به عنوان خبرنگار مجلس و تاييد كننده اخبار به كارم ادامه دهم.

همچنين حضرات موظف شدند كه حقوق اينجانب در ماه فرودين و ارديبهشت را پرداخت كنند و تا زماني كه كار خود را رسما در فارس شروع كنم خبرگزاري موظف است حقوق پايه ماهانه اينجانب را پرداخت كند.

نكته ديگر اين كه تا زماني كه مراحل قانوني بازگشت به كار اينجانب در فارس طي شود فارس نه تنها موظف است كه حقوق پايه ماهانه مرا پرداخت كند بلكه موظف است حق بيمه ماهانه اينجانب را پرداخت كند.

متن حكم:

چند نكته راجع به دليل شكايت كردن و تصميم جدي براي بازگشت به فارس؛

1- واقعيت اين است كه اينجانب بدليل مديريت ضعيف و فاصله گرفتن فارس از جايگاه قبلي خود تصميم داشتم از فارس بروم تا در كار غير حرفه‌اي و بد اخلاقي سهمي نداشته باشم. كاري كه بسياري از نيروهاي حرفه‌اي و با سابقه فارس انجام دادند. اما بدليل اعتراض به عملكرد مديريت و برخي رفتارهاي زشت در روز 27 اسفند از فارس بدون هيچ دليلي اخراج شدم. با اين حال تصميم داشتم از فارس تسويه حساب كنم و با گرفتن حق و حقوق خود  از آنجا بروم. اما مسئولان فارس به رغم همه تلاشهايم حتي با وساطت برخي از مسئولين حاضر نشدند با من تسويه كنند و تصميم داشتند تا مرا اذيت كنند.

2- برخي از حضرات و مسولين فارس بعد از اخراجم تمام تلاش خود را بكار گرفتند تا هيچ رسانه‌اي مرا بكار نگيرد و به خيال خود من بيكار بمانم. بعنوان مثال همين حضرات فارس از جمله توانگر سردبير فارس در اين زمينه در خبرگزاري مهر حضور يافتند و مطالبي بيان كردند.(چون متوجه شدند كه من قصد دارم در مهر  مشغول به كار شوم) كاري كه قبلا در حق يكي از اخراجيهاي فارس انجام دادند.   اما من در طول اين مدت چندين جا پيشنهاد كار داشتم و با اينكه شماره تلفن من عوض شده بود و شماره جديدم را به كسي نداده بودم و تنها تعداد محدودي از دوستانم اين شماره  را داشتند، اما از برخي رسانه‌‌ها با من براي دعوت بكار تماس مي‌گرفتند.

3- جو سازي و تهمت‌هاي برخي از همكاران در گروه سياسي عليه اينجانب مرا در بازگشت بكار جدي كرد.

4- اقدام توانگر در هنگام امضا كردن برگه تسويه اينجانب از ديگر دلايل بازگشتم به فارس است. وقتي يكي از همكاران برگه تسويه حساب مرا نزد توانگر برد وي پس از امضا عبارت «اميدوارم از اقدامي كه كرده توبه كند و حال و عاقبت او خير باشد». دقيقا همين اقدام را آقاي توانگر در هنگام امضاي برگه تسويه يكي از اخراجيهاي فارس كرد اما در آنجا تهمتي زشت تر به آن همكارمان زد كه دست خط ايشان هنوز موجود است. بهر حال تصميم گرفتم تا حكم برگشت به كار بگيرم و اين كارم حداقل اين پيام را براي آقاي توانگر داشته باشد كه تو سردبير فارس هستي نه پيغمبر و نعوذ بالله خداي كاركنان فارس. اگر كسي در فارس قرار است توبه كند اين من نيستم بلكه كساني هستند كه به راحتي به كاركنان فارس تهمت زدند و آبروي ديگران را بردند.« چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است آقاي توانگر».


اما در دادگاه چه گذشت:

1- وقتي روز دوشنبه چهارم خرداد در دادگاه حاضر شدم، از طرف دادگاه از آقاي اكبرزاده نماينده فارس سوال شد كه علت قطع همكاري با آقاي اسدي از فارس چه بود؟ كه ايشان در جواب گفت: پايان قرارداد. دادگاه مستندات لازم را از اكبرزاده خواست اما ايشان هيچ مدركي دال بر پايان قراداد من نداشت.

2- از قبل شنيده بودم كه آقاي اكبرزاده به همراه وكيل فارس در دادگاه حضور مي‌يابد. در جلسه دادگاه من شخصي به همراه آقاي اكبرزاده در دادگاه حضور يافت كه براي من معلوم نشد از كجا آمده و چه كاره است. در ضمن اين فرد در جلسه دادگاه هيچ حرفي نزد و به قول معروف لام تا كام حرف نزد و معلوم هم نشد كه براي چه در جلسه حضور يافته بود.

3- وقتي دادگاه از آقاي اكبرزاده خواست تا قرارداد كارم را نشان دهد ايشان حكم كارگزيني نشان ‌داد اما من از اين موضوع متوجه شدم و از دادگاه خواستم كه ايشان بايد قرارداد كار را ارائه كند نه حكم كارگزيني.

4- وقتي دادگاه مجددا از آقاي اكبرزاده قراردادكار را مطالبه كرد، ايشان ادعا كرد كه قراردادش توي پرونده است و نمي‌خواست ارائه كند اما با درخواست مكرر دادگاه برگه‌اي ارائه كرد كه هيچ امضايي از من در آن نبود و وكيلم خطاب به دادگاه گفت كه اين چه قراردادي است كه امضا ندارد!!!!!!!!!! در حقيقت قراردادي وجود نداشت.


اما يك سوال از آقاي اكبرزاده نماينده خبرگزاري فارس در دادگاه اخراجيها:

شما كه همواره در فارس خود را بعنوان فرد قانونگرا جلوه مي‌داديد و من يادم هست كه روزي از شما سوال كردم كه وقتي براي خريد مي‌خواهيم تا سر كوچه برويم آيا بايد ساعت خروج بزنيم كه شما گفتيد براي هر ورود و خروج بايد ساعت زده شود، چرا وقتي در روز دادگاه از شما سوال شد علت قطع همكاري با اسدي چيست؟ حرف غير قانوني زديد؟ و گفتيد به علت پايان قرارداد در حاليكه پرونده من در دست شما بود و شما از ريز اين پرونده مطلع بوديد و مي‌دانستيد كه من هيچ قرادادي نداشتم؟

آقاي اكبرزاده اگر من وكيل نداشتم تا از حقم دفاع كند و اصرار نمي كردم كه شما قرارداد را نشان دهيد تا غير واقعي بودن حرف شما اثبات شود و معلوم شود كه قراردادي در كار نبوده آيا بايد با آن ادعاي شما حقوق من پايمال مي‌شد؟ اگر مي‌شد در آن دنيا چه پاسخي داشتيد كه بدهيد؟

آقاي اكبرزاده به شما نصيحت مي‌كنم به خاطر منافع يك عده، حقوق اخراجيها را ضايع نكيد. آخرت تان را به خاطر چند روز كار در فارس خراب نكنيد.


اما چند جمله‌اي به دوستان و همكارن عزيزم در فارس؛

برگشتم با فارس جدي بود و با اين حكم دادگاه جدي تر شد.  اما فكر مي‌كنم بايد چند روزي صبر كنم تا مراحل قانوني طي شود. من الان اگرچه پيش شماها نيستم اما همچنان خبرنگار فارس هستم و هرچه آمدنم به فارس طولاني تر شود به ضرر خبرگزاري است چون اول اينكه بايد حقوق ماهانه مرا پرداخت كنند و در ثاني علاوه بر پرداخت حق بيمه اينجانب بايد به سازمان تامين اجتماعي جريمه آنرا هم پرداخت كنند كه من راضي به ضرر و زيان فارس نيستم.

دوستان و همكاران عزيزم؛ برگشتم به معناي قبول مديريت ضعيف و رفتار نادرست در فارس نيست. من اخراج شدم اما برمي‌گردم تا ثابت كنم كه كساني بايد اخراج بشن كه حضورشان در آنجا به ضرر فارس است ياد آن جمله‌اي افتادم كه به همه مي‌گفتيم «من و تو اگر ما بشيم      اشغالگران اخراج ميشن»

دوستان و همكارانم اگرچه من به دليل رفتار غير قانوني و غير شرعي برخي از مومنين فارس از شما دور هستم اما همواره جوياي حال شما بوده و بزودي شما را در تحريه فارس خواهم ديد و با گپ و گفت‌وگو طولاني جبران مافات خواهيم كرد.

از همه شما در طول اين مدت با تماس تلفني، فرستادن پيام و گذاشتن كامنت در وبلاگم مرا از نظرات خود بهره‌مند ساختيد متشكرم. 

«به اميد ديدار در تحريريه خبرگزاري فارس»


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:59 توسط یوسف اسدی |

صبح فردا دوشنبه چهارم خرداد بايد براي گرفتن حق و حقوق قانوني خود به همراه وكيلم در دادگاه حاضر شوم. دادگاهي كه به دليل ندادن حق و حقوق شرعي و قانوني مان توسط مسئولين فعلي خبرگزاري فارس، تشكيل خواهد شد.

زماني كه به عرصه اطلاع رساني قدم گذاشتم و وارد خبرگزاري وزين «وقت» فارس شدم هرگز باور نمي كردم كه روزي براي گرفتن حق و حقوق قانوني ام بايد به دادگاه بروم. البته آن موقع اين تصورم درست بود. چون مديران فارس در آن موقع واقعا انسانهاي فهميده و كاملا حق و حقوق خبرنگاران و كارمندان خود را رعايت مي‌كردند. چون همه آنها كار خبري كرده بودند و از رنج و مشقت كار خبري و دنياي خبر آگاه بودند.

آقاي فضايلي مدير عامل سابق فارس، خود خبرنگار و روزنامه نگار بود و همه مراحل ترقي در كار خبر را طي كرده بود و يك شبه مديرعامل نشد.

بيژن مقدم مدير مسئول فعلي روزنامه جام جم كه سردبير وقت فارس بود نيز همين طور. بخصوص اينكه وقتي به سردبيري رسيد هيچ وقت جانشين خود را كه آقاي محسن ماندگاري بود و وي هم كه همه مراحل ترقي در كار خبر را طي كرده بود را «نعوذ بالله» خداي فارس نكرد و اگر هم اين كار انجام مي‌شد، آقاي فضايلي بعنوان مديرعامل هرگز ساكت نمي نشست.

سردبير و جانشين سردبير وقت فارس اقتدار فارس را حفظ كرده بودند و آنرا ارتقا دادند و به فكر منافع ملي بودند.

عليرضا شميراني قائم مقام وقت خبرگزاري فارس، انساني بسيار وارسته، مردي اهل كار حرفه‌اي و در واقع يك فرد رسانه‌اي بود كه نه تنها چندين سال در رسانه ها  كار خبر كرده بود بلكه بسيار باهوش و اهل فن بود و  هيچ گاه خبرنگاران فارس پشت سرش نمي‌گفتند «وي كه حتي بلد نيست كامپيوتر روشن كند چطوري قائم مقام فارس شد».

آقاي اسلامي و ميرزايي مديران اجرايي فارس نيز با كار خبر آشنا بودند و خبرنگاران را خوب مي‌شناختند.

مسئولين سابق فارس براي ايجاد امنيت شغلي و رواني نسبت به تشكيل كميته طبقه بندي مشاغل مطابق با قانون كار جمهوري اسلامي ايران اهتمام ورزيدند و نسبت به پرداخت حقوق كارمندان و رتبه بندي مشاغل آنان تلاش كردند و حقوق معوقه كاركنان وقت و  حتي آناني كه چند سال قبل با فارس تسويه حساب كرده بودند را پرداخت كردند اما حالا و در مديريت جديد ضمن منحل كردن اين كميته قانوني، قانون كار را كنار گذاشته و قانون خودشان را اجرا مي‌كنند.

به هر حال مسئولين آن زمان فارس حق و حقوق ما را ضايع نمي كردند و به همين خاطر برداشت و تصورم در آن زمان صحيح بود.

 اما حالا چي؟ چرا من و تعداد زيادي از خبرنگاران و كارمندان كه از فارس اخراج شديم بايد براي گرفتن حق و حقومان به دادگاه برويم؟

اين حضرات حتي برگه قرارداد كار سال 87 را به اخراجي ها ندادند و هيچ كدام از اخراجيها به دليل نداشتن آن برگه نتوانستند از بيمه بيكاري استفاده كنند. راستي دادن برگه قرارداد كار كه حق همه كاركنان است، چرا حتي بعد از يك سال كار آنرا به هيچ كس ندادند؟ در كجاي قانون و دين اسلام آمده است كه يك نفر يك سال براي شماها كار كند اما شما برگه قرارداد را به وي ندهيد؟

ايراد از كجاست؟ اگر حضرات فارس مراحل ترقي در كار خبر را پله و پله طي ميكردند، و روزي براي گرفتن خبر مجبور مي شدند دير به خانه بروند، و يا زير برف و باران خبر مي نوشتند، و يا در تجمعات مشت و لگد و باتوم مي‌خوردند و بازداشت مي شدند و يا در سفرها و ماموريت ها مجبور مي شدند كه چند روزي با كمترين امكانات و كمترين حقوق دور از خانواده باشند، آيا باز هم حاضر بودند تا حق و حقوق خبرنگاران خود را پايمال كنند؟

راستي اگر حضرات با من و امثال من تسويه مي‌كردند و حق و حقوم را مي‌دادند، آيا ما مجبور مي‌شديم به دادگاه برويم؟

چرا حداقل من كه خيلي اصرار داشتم تا فارس با من تسويه كند و حق و حقومان را بدهد، حضرات تا روز آخر مهلت قانوني شكايت(29 فروردين 88) حاضر به تسويه حساب نشدند؟

از روز چهارشنبه 29 ارديبهشت كه برخي اخراجيهاي فارس به دادگاه رفتند، تا روز شنبه دوم خرداد كه تعدادي ديگر به دادگاه رفتند، هيچ كدام نتوانستند بيش از يك ماه براي هر سال كار در خبرگزاري فارس سنوات  بگيرند.

 و اما فردا نيز حداقل پنج اخراجي ديگر از فارس در دادگاه حاضر مي‌شوند تا چانه زني كنند و بگويند به خدا ما اخراج شديم و حق و حقوق شرعي و قانوني ما بر اساس حكم اخراج بايد محاسبه شود و آن هم حداقل يك ماه و نيم سنوات براي يك سال كار در فارس است.


راستي ضايع كردن حق و حقوق خبرنگاران توسط حضرات فارس چه نفعي براي ْآنان خواهد داشت؟ آيا مسلماني اينست؟ آيا لقمه حرام از گلوي زن و فرزندان آنان پايين خواهد رفت؟

همه مي دانند كه من از فارس اخراج شدم. فردا در دادگاه حاضر مي شوم تا سنوات خود را بر اساس قانون اخراج بگيرم و اميدوارم دادگاه حق مرا اعاده كند.

اما من از يك ريال حق و حقوق شرعي خود نمي گذرم و نه تنها ساكت نمي نشينم بلكه تلاش ميكنم تا حق خود را از حلقوم ضايع كنندگان و حلقوم فرزندان آنان بيرون بكشم.

توجه؛

روز 26 ارديبهشت سال 1387 وقتي كه آقاي توانگر و داوري سردبير و جانشين سردبير فعلي فارس(عنوان سردبيري و جانشيني بنا به ضرورت نوشته شد) به من اعلام كردند كه اخراج شدم، به آنها گفتم اگر اخراج هستم مثل يك مرد بياستيد و بگوييد كه اسدي را اخراج كرديم و حق و حقوقش را بر اساس اخراج خواهيم داد. گفتم اگر در موقع دادن حق و حقوقم نامردي كنيد، در درجه اول از خدا مي‌خواهم كه حق و حقوقم را از شماها بگيرد. و در درجه دوم تا آنجا كه توان داشته باشم براي احقاق حق و حقوقم تلاش خواهم كرد و هرگز ساكت نخواهم نشست و اين مساله مشمول مرور و گذشت زمان نخواهد شد و حتي اگر مسئولين فعلي از فارس هم بروند باز در مورد من مسئوليت خواهند داشت.  

+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 18:6 توسط یوسف اسدی |