ميرم تا نباشم فعلا.
ميرم تا از تهران، سرو صدا، دود، بوق و... دور باشم.
ميرم تا حالم خوب شود.
ميرم سر مزرعه كار كنم. همچون سالهاي گذشته با كارگرهاي زحمت كش گفتوگو كنم. ميرم اما مزد همه كارگرها را قبل از خشك شدن عرقهاي پيشانيشان خواهم داد. نميگذارم تا كارگري رو به سوي خدا كند و نفرينم كند. نميگذارم تا گارگري شكايت مرا پيش خدا ببرد. نميگذارم تا گارگر ديگر نزد خلق خدا، كلانتري و دادگاه شكايت كند.
خدايا توفيق ده تا دست از پا خطا نكند، و مغرور نشوم و بتوانم كارگراني كه قطعا از من برترند را راضي كنم.
دوستان بر گشتم خواهم نوشت از دوست و همكار عزيزمان زنده ياد عطا؛ همه چيز و همه جا.
فعلا تا چند روزي خداحافظ
اين مطلب روز دوشنبه 26 مرداد در صفحه آخر روزنامه جام جم و همچنين در گروه يادداشت جام جم آنلاين چاپ شد.
حقي كه بايد گرفت و به قول معرف حق دادني نيست و گرفتني است و عبرت براي كساني كه فكر نكنند خدايگان روي زمين هستند بلكه بايد بدانند كه خودشان ميراثخوار زحمات و تلاشهاي بيوقفه ديگران ميباشند.
عبرت براي آناني كه قانون را زير پا ميگذارند اما بايد بدانند كه جمهوري اسلامي ايران قانون دارد و آنها بايد به قانون تن دهند و قانون با نظر شخصي و خلاف واقع آنها متفاوت است.
اما قانون مجازات اسلامي
فصل پنچم قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 مربوط به جعل و تزوير است كه شامل مواد 523 تا 542 ميشود. اما من با مواد 523 و 534 اين قانون بخصوص ماده 534 سر و كار دارم.
ماده 523 - جعل و تزوير عبارتند از - ساختن نوشته يا سند يا ساختن مهر يا امضاي اشخاص رسمي يا غير رسمي خراشيدن يا تراشيدن يا قلم بردن يا الحاق يا محو يا اثبات يا سياه كردن يا تقديم يا تاريخ سند نسبت به تاريخ حقيقي يا الصاق نوشته اي به نوشته ديگر يا بكار بردن مهر ديگري بدون اجازه صاحب آن و نظاير اينها به قصد تقلب.
ماده 534 - هر يك از كاركنان ادارات دولتي ومراجع قضائي و مامورين بخدمات عمومي كه در تحرير نوشته ها و قراردادهاي راجع به وظايفشان مرتكب جعل وتزوير شوند اعم از اينكه موضوع يا مضمون آن را تغيير دهند يا گفته و نوشته يكي از مقامات رسمي ، مهر يا تقريرات يكي از طرفين را تحريف كنند يا امر باطلي را صحيح يا صحيحي را باطل يا چيزي را كه بدان اقرار نشده است اقرارشده جلوه دهند علاوه بر مجازاتهاي اداري و جبران خسارت وارده به حبس از يك تا پنج سال يا شش تا سي ميليون ريال جزاي نقدي محكوم خواهندشد .
البته از اين مواد ميتوان فهميد كه جعل 2 نوع است مادي و معنوي.
ماده 523 قانون مجازات اسلامي به جعل مادي و ماده 534 اين قانون به جعل معنوي اشاره دارد.
در جعل معنوي عمليات مادي مانند خراشيدن و تراشيدن و غيره انجام نميشود بلكه امر غيرواقعي را واقع جلوه ميدهند هرچند كه قانونگذار در ماده 523 از جعل و تزوير بحث نموده ليكن تعريفي از تزوير بيان نكرده است. خيلي از حقوقدانان در امور كيفري معتقدند تزوير همان جعل معنوي است و كلمه جعل به عنوان جعل مادي محسوب ميگردد به جعل معنوي در ماده 534 اشاره شده جايي كه ميگويد امر باطلي را صحيح يا صحيح را باطل و يا چيزي را كه بدان اقرار نشده اقرار جلوه دهند.
عزيزانم گفتنيها در اين زمينه زياد است اما به توصيه وكيل و برخي از دوستانم فعلا سكوت ميكنم تا قضايا پيش برود و مسايل روشن شود.
سكوت ميكنم تا شايد برخي قانون و حق را بپذيرند و از تلاش براي ضايع كردن حق و حقوق ديگران و ارائه مدارك فاقد اعتبار دست بر دارند و گرنه قانون آنها را تكليف ميكند.
اين مطلب را نوشتم تا آقايان بدانند برخي از مسايل را، و اگر خواب هستند كه نيستند، فكر نكنند ديگران در خوابند و اگر خود را به خواب ميزنند و با فريادهاي مظلومان بيدار نميشوند، بدانند كه قانون دير يا زود آنها را بيدار خواهد كرد. چرا كه در متن و محتواي اين 2 ماده حرفها زياد است و من از آن مطلع هستم و فكر نكنند كه ميتوان همه چيز را با مخفي كاري و دروغ پيش برد.
خواهم گفت اما به موقع. خواهم گفت به همه كس و به همه آنهايي كه بايد بگم. همه آنچه را كه بايد گفته شود. دير يا زود.
ديروز ميخواستم مطلبي به مناسبت روز خبرنگار بنويسم اما فرصت نشد.
در هر حال اين روز را به همه خبرنگاران رسانهها تبريك ميگويم و آرزوي موفقيت دارم.
اما 2 نكته؛
1- ديشب گزارشي از وضعيت جسمي عطا افشاري از شبكه سه و شبكه خبر پخش شد.
افشاري خبرنگار زرنگ و باسابقه خبرگزاري فارس بود كه بعد از شش سال كار كردن از فارس اخراج شد و الان به مدت يك سال با بيماري دست و پنجه نرم ميكند. افشاري اولين اخراجي فارس بود و به عبارتي فارس اولين فرزندي كه خورد افشاري بود.
مسئولين فارس نه تنها افشاري را اخراج كردند بلكه بيمهاش را قطع كردند و افشاري مجبور شد كه براي درمان بيمارياش كه همزمان با اخراجش شروع شد، بدون بيمه هزينه كند در حالي كه قانونا و شرعا حضرات و مومنين فارس بايد حق بيمهاش را پرداخت ميكردند و اگر افشاري شكايت ميكرد در صورت داشتن قرارداد كار خبرگزاري موظف بود تا پايان سال 87 حق بيمه افشاري و حقوق ماهانهاش را پرداخت كند و اگر هم قراردادي بين افشاري و خبرگزاري وجود نداشت، فارس حق اخراج و قطع بيمه وي را نداشت.
حضرات و مومنين فارس علاوه بر اين كار، مانع سركار رفتن افشاري هم شدند و در حقش ظلم كردند.
وقتي ديشب در گزارش از افشاري سوال شد كه هزينه درمانش را چگونه تامين ميكند با مردانگي تمام گفت: «بعد از بيرون آمدنم از فارس ديگر بيمهاي نداشتم و هزينه درمانم را با كمك خانوادهام تامين كردم».
افشاري در اين زمينه خيلي حرف براي گفتن دارد اما چيزي نگفت. نگفت كه عباس توانگر سردبير فارس با دست خط خود حكم اخراج وي را نوشت. نگفت كه حضرات و مومنين فارس زرنگترين و بهترين خبرنگار خود را اخراج كردند. نگفت كه به رغم پيغامش براي مسئولين فارس مبني بر پرداخت حق بيمهاش كه قانوني و شرعي هم بوده و حقش هم بوده اما حضرات و مومنين فارس توجهي به آن نكردند. نگفت كه اگر حضرات و مومنين فارس حق وي را رعايت ميكردند او مجبور نبود كه 60 ميليون هزينه آزاد درمان خود را پرداخت كند. نگفت كه به چه دلايلي براي گرفتن حق خود شكايت نكرد. نگفت كه چه پيغامهايي برايش فرستاده شد. افشاري نگفت و نگفت آنچه را كه بايد ميگفت. اما من مطمئن هستم كه حق افشاري پايمال نخواهد شد.
شايد افشاري حجب و حيا خرج داد و باز هم صبر پيشه كرد و گفتنيها را نگفت و كاش حضرات و مومنين فارس ذرهاي و فقط ذرهاي ...
2- سال گذشته در روز خبرنگار در فارس بودم. علاوه بر تقديري كه از همه كردند كه من هم جز آنها بودم اعلام شد كه به خبرنگاران برتر هزينه سفر كربلا داده ميشود. حس كنجكاوي من نميگذاشت تا ندانم كه علاوه بر من به چه كساني ديگري اين هزينه تعلق گرفت. وقتي ليست اسامي را ديدم نام رضا داوري جانشين سردبير فارس كه معمولا در ليست تشويقيها بود، در اين ليست هم بود. اين سوال برايم پيش آمد كه مگر ما چند جانشين سردبير در فارس داريم كه وي در بين آنها نفر برتر شد؟ و چرا نام وي هميشه در ليست تشويقيهاست!!!!!!!
يا لطيف
با عنايت به سوابقي كه البته شما بدون هيچ توجهي به آن و تحت تاثير جوسازي هاي توانگر و داوري سردبير و جانشين سردبير حكم اخراج غيرقانوني مرا صادر كرديد ، تاكيد ميكنم پيگيري و ادامه پرونده اينجانب از طريق مراجع قضايي به نفع و صلاح شما و خبرگزاري فارس نيست و هزينه هايي را تحميل مي كند و در نهايت علاوه بر محكوميت در دادگاهي ديگر بايد حكم همين دادگاه فعلي يعني بازگشت به كار اينجانب، پرداخت ماهانه 523هزار و 464 تومان (معادل پنج ميليون و دويست وسي چهارهزار و ششصدو چهل ريال) از اول سال تا روز شروع به كار مجدد در فارس و پرداخت حق بيمه اينجانب به اضافه جريمه آن به سازمان تامين اجتماعي را بپذيريد.

توضيح
اينكه با عنايت به همان سوابق، فعلا تا عصر روز شنبه از نحوه اقدام شما
براي تضييع حقوق اينجانب و ارائه مداركي در دادگاه روز چهارشنبه ، سكوت
خواهم كرد و منتظر تصميم سريع شما مي مانم.
در غير اين صورت
مجبور خواهم شد عليرغم ميل باطني و تنها براي احقاق حق خود ضمن پيگيري
پرونده در مراجع قضايي، مدارك موجود را منتشر كنم تا ديگران نيز به قضاوت
بنشينند.
عزت عالي مستدام- يوسف اسدي
مراسم تحليف دهمين دوره رياست جمهوري ايران حاشيه هاي جالبي داشت. - با آنكه اعلام شده بود مراسم تحليف از ساعت 9 صبح آغاز مي شود، اما اين مراسم با 15 دقيقه تاخير آغاز شد. - اين مراسم به مدت يك ساعت و 7 دقيقه به طول
انجاميد و ساعت 22/10 با تقدير و تشكر علي لاريجاني رئيس مجلس از حاضرين و
اعلام زمان جلسه بعدي مجلس براي يكشنبه آينده به پايان رسيد.
- اعضاي هيات رئيسه مجلس شامل حميدرضا حاجيبابايي، محمدرضا ميرتاجالديني، جهانبخش محبينيا، محمد دهقان، جاسم ساعدي و حسن غفوريفرد 20 دقيقه زودتر از آغاز مراسم در جايگاه قرار گرفتند.
- حجتالاسلام صادق لاريجاني كه از وي به عنوان رئيس آينده قوه قضائيه نام برده مي شود و قبل از ساعت 9 صبح كه زمان آغاز مراسم اعلام شده بود، در جلسه حضور يافت. همچنين در اين مراسم چمران رئيس شوراي شهر تهران و عبدالرضا رحماني فضلي رئيس ديوان محاسبات نيز حضور داشتند.
- جايگاه هيات رئيسه مجلس با عكسهاي شهدا از جمله شهيد رجايي و بهشتي و پرچمهاي بزرگ جمهوري اسلامي ايران و سبدهاي گل مزين شده بود.
-صداي گرفتن عكس دوربينهاي عكاسان كه به نوعي تداعي شليك رگبار مسلسل بصورت خيلي خفيف را وانمود ميكرد و زمزمههاي خبرنگاران در ساعت 10/9 حكايتگر اين بود كه رئيسجمهور به همراه رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه در حال ورود به صحن علني مجلس هستند.
-احمد جنتي دبير شوراي نگهبان پيشاپيش همه مسوولان حركت ميكرد و اولين مسوول ارشد كشور بود كه براي انجام مراسم تحليف وارد صحن مجلس شد. محمود احمدينژاد نيز در كنار جنتي گام برميداشت. هاشمي شاهرودي و علي لاريجاني روساي 2 قوه قضاييه و مقننه دوشادوش هم حركت مي كردند. اسفنديار رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور، عبدالرضا شيخالاسلامي رئيس سابق دفتر رئيسجمهور، محمدرضا رحيمي معاون حقوقي و پارلماني رئيسجمهور، محمدرضا باهنر نايبرئيس دوم مجلس و محسن كوهكن سخنگوي هيات رئيسه مجلس روساي سه قوه و جنتي را همراهي ميكردند.
- در سه صندلي ويژه مجلس به ترتيب احمد جنتي، محمود احمدينژاد و هاشمي شاهرودي نشستند.
- در ساعت 15/9 با نواخته شدن زنگ آغاز جلسه علني مجلس، علي لاريجاني شروع مراسم تحليف را اعلام كرد و نمايشگرهاي موجود در مجلس تعداد نمايندگان حاضر در جلسه را 242 نماينده از مجموع 290 نفر نشان ميداد.
- در صندليهاي اول مجلس علاوه بر جنتي ، هاشمي شاهرودي و احمدينژاد؛ گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري، احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي، سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فيروزآبادي رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح و برخي ديگر از مسوولين نشسته بودند اما وزرا در رديفهاي بعد و حتي در بين نمايندگان بودند.
- به رغم آنكه محسن كوهكن سخنگوي هيئت رئيسه مجلس مرتب از نمايندگان ميخواست كه صندليهاي جلو را براي نشستن وزرا خالي كنند، اما حدادعادل رئيس فعلي كميسيون فرهنگي مجلس در رديف اول نشسته بود. شايد اين نشستن وي به خاطر رياست بر مجلس هفتم بود و بايد همچون ديگر مسئولين در رديف اول مينشست.
- حضور علي كردان وزير استيضاح شده سابق كشور توسط مجلس در اين مراسم و خالي بودن صندلي سمت راست و چپ وي و همچنين حضور صفار هرندي وزير مستعفي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مصطفي پورمحمدي وزير كشور بركنار شده از سوي احمدي نژاد و رئيس فعلي سازمان بازرسي در جلسه امروز مجلس توجه خبرنگاران و عكاسان را جلب كرده بود. برخي هم در لابهلاي جمعيت دنبال محسني اژهاي وزير بركنار شده اطلاعات بودند و حضور يا عدم حضور وي را از يكديگر سوال ميكردند.
- سخنان علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي چندبار با تكبير و صلوات مورد تاييد حاضران بخصوص نمايندگان مجلس قرارگرفت بخصوص وقتي لاريجاني درخصوص سياست خارجي مطالبي بيان كرد نمايندگان تكبير گفتند.
- لاريجاني سخنان خود را با تبريك مجدد به احمدينژاد به خاطر پيروزي در انتخابات 22 خرداد به پايان برد و نمايندگان و حاضران با صداي احسنت احسنت، از مواضع رئيس مجلس حمايت كردند.
- پس از پايان سخنان لاريجاني، وي از هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه خواست تا جهت ايراد سخنانش در جايگاه قرار بگيرد. هاشمي شاهرودي سخنان خود را با خواندن دعا به پايان برد و خواستار توفيق خدمت بيشتر دولت دهم احمدينژاد شد.
- بعد از پايان سخنان هاشمي شاهرودي، لاريجاني از وي خواست تا در جايگاه نطق نمايندگان حضور داشته باشد و سپس از رئيسجمهور خواست تا براي اداي سوگند در جايگاه قرار بگيرد. احمدينژاد در كنار هاشمي شاهرودي مطابق اصل 121 قانون اساسي سوگند ياد كرد تا پاسدار قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي باشد.
- پس از اداي سوگند احمدينژاد، هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه وي را در آغوش گرفت و سپس رئيسجمهور در سخنان مفصلي ديدگاههاي خود را در موضوعات مختلف داخلي و خارجي بيان كرد.
- افراشته رئيس سازمان اداري مجلس پس از پايان سوگند احمدينژاد، متن سوگند نامه را جهت امضا نزد رئيسجمهور برد و وي آن را امضا كرد. افراشته همچنين اين متن را نزد جنتي دبير شوراي نگهبان برد و به امضاي وي رساند.
- به رغم آنكه فراكسيون اقليت مجلس بعد از پيروزي احمدينژاد در انتخابات 22 خرداد امسال مرتب در مورد حضور يا عدم حضور اعضاي اين فراكسيون با خبرنگاران مصاحبه ميكردند، اما در مراسم امروز بيشتر اعضاي اين فراكسيون همچون مصطفي كواكبيان ، قدرت الله عليخاني، پيمان فروزش، محمد مهدي پورفاطمي، محمدرضا خباز، علي اصغر يوسف نژاد، شهرياري، حسين هاشمي، لاهوتي، محسني بندپي، داود محمدجاني، نريمان، طاهرخاني، پشنگ، اميني، مقيمي، نصيري و دستغيب كه از چهره هاي شاخص اين فراكسيون ميباشند، در جلسه حضور داشتند، اما گويا اعضاي هيات رئيسه فراكسيون اقليت همچون محمدرضا تابش، داريوش قنبري و حسين هاشميان دبير، سخنگو و رئيس اين فراكسيون در ميان نمايندگان ديده نشدند.
- وقتي خبر عدم حضور اعضاي هيات رئيسه فراكسيون اقليت مجلس در مراسم در بين خبرنگاران پخش شد، مصطفي كواكبيان و محمدرضا خباز اين خبر را تكذيب كردند اگرچه خباز در پاسخ به پرسش خبرنگار ما مبني بر اين كه آيا آقاي تابش و داريوش قنبري دبير و سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس در مراسم امروز حضور داشتند يا نه؟ گفت:من اين افراد را نديدم.
- هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه رييس مجلس دوره اول و دوم بود، مهدي كروبي رئيس مجلس سوم و ششم، علي اكبر ناطق نوري رئيس مجلس چهارم و پنجم، محمد خاتمي رئيس جمهور دور هفتم و هشتم و نماينده دوره اول مجلس و سيدحسن خميني فرزند يادگار امام (ره) از جمله مسووليني بودند كه همچون مراسم روز تنفيذ حكم احمدي نژاد در مراسم تحليف او هم حضور نداشتند و مرتب خبرنگاران در خبرهاي خود نام آنها را به عنوان غايبان بزرگ جلسه امروز ياد ميكردند.
- تنها رييس مجلس حاضر در مراسم تحليف احمدي نژاد، حداد عادل رييس مجلس هفتم بود كه اكنون نيز نماينده مجلس و رييس كميسيون فرهنگي آن است.
- بيش از 300 خبرنگار، عكاس و تصويربردار داخلي و خارجي مراسم تحليف احمدينژاد را پوشش خبري و تصويري دادند و بيشتر اين خبرنگاران 2 ساعت قبل از آغاز مراسم در مجلس حضور يافتند.
-ازدحام جمعيت خبرنگاران، عكاسان و تصويربرداران در جايگاه مخصوص تردد آنان براي اطلاع رساني را با مشكل مواجه ميكرد چراكه تعداد خبرنگاران و عكاسان بيش از ظرفيت جايگاه آنان بود.
- اين مراسم مستقيماً از طريق شبكه خبر و راديو فرهنگ پخش مي شد.
- مسوولين انتظامي براي حفظ امنيت مراسم تحليف رئيس جمهور در ساختمان سبز مجلس كه اكثر مسوولان كشور در آن گرد هم آمده بودند، تدابير خاصي انديشيده بودند و در چند خيابان منتهي به بهارستان نيز از تردد وسايل نقليه غيرضروري جلوگيري ميكردند.
- مهمانان خارجي، سفرا و مديران مسئول برخي روزنامهها نيز در اين مراسم حضور داشتند.
-بعد از پايان مراسم، مهمانان حاضر در صحن مجلس و بخصوص نمايندگان خود را به رئيس جمهور رسانده و با روبوسي، پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري ايران و انجام مراسم تحليف را تبريك ميگفتند.
اين حاشيه در جام جم آنلاين منتشر شده است.
بعد از شكايت و تظلم خواهي از دست حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس در 29 فروردين امسال و تشكيل دادگاه (هيئت تشخيص اداره كار) در چهارم خرداد و محكوم شدن حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس به پرداخت ماهانه 523 هزار و 464 تومان بابت حقوق، بازگشت به كار در شرايط اوليه و پرداخت حق بيمه اينجانب از اول سال تا موقع شروع به كار در خبرگزاري، گويا اين حكم به مذاق آقايان خوش نيامد و به حكم اعتراض كردند. رسيدگي به اين اعتراض به جلسه فرداي دادگاه موكول شد.
البته اعتراض حق قانوني حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس است اما اينكه ضايع كردن حق و حقوق يك خبرنگار شرعي است يا نه؛ جاي بحث فراوان دارد.
ديروز وكيلم تاكيد داشت كه فردا در دادگاه حاضر شوم و فردا حتما در جلسه دادگاه حاضر خواهم شد.
قطعا بعد از دادگاه حرفهاي زيادي براي گفتن خواهم داشت كه در همين وبلاگ خواهم نوشت.
اما چند نكته:
1- دوستان و همكاران عزيزم در خبرگزاري فارس، ديگر به روزهاي آخر اخراج غير قانونيام نزديك ميشويم. چرا كه بعد از جلسه دادگاه فردا چند روزي بايد منتظر صدور راي قطعي باشم و بلافاصله بعد از صدور اين راي به سركارم باز ميگردم.
2- بنا به گفته وكيلم حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس در «لايحه اعتراضي به حكم اوليه اعلام كردند كه مرا اخراج نكردند» همه شماها ميدانيد كه من و برخي ديگر از دوستانم به خاطر اعتراض به عملكرد توانگر سردبير فارس و رضا داوري جانشين سردبير در جلسه عمومي روز 26 اسفند 1387 از فارس اخراج شديم. (اعتراض به عملكردي كه سرشار از تهمت و افترا به همكاران سابقمان در فارس بود و در واقع امر به معروف و نهي از منكري بود كه با هزينه اخراج روبرو شد و من هم افتخار به اين اخراج كرده و ميكنم). اما يك سوال اينجا مطرح است و آن اينست كه چرا حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس براي ضايع كردن حق و حقوق من و امثال من به دروغ متوسل ميشوند؟ و اگر در اين دنيا با دروغ حقوق ما را ضايع كردند (همچنانكه تا كنون موفق شدند) در آن دنيا در پيشگاه عدل الهي هم ميتوانند دروغ بگويند؟
3- من به توصيه و نصيحت همه شما عزيزان و همكارانم در فارس گوش ميدهم و هرگز كوتاه نخواهم آمد و ديديد كه تا كنون بطور جدي پيگير حق و حقوقم بودم و به ديگر دوستانم در حد توان در اين راه كمك هم كردم. مطمئن باشيد حق پايمال شدني نيست و كسي نميتواند مرا از گرفتن حقم باز دارد. از پيامكها، تلفنها و كامنتهاي همه شماها متشكرم. از خداوند ميخواهم توفيق دهد تا ذرهاي از اين محبتهاي شما را جبران كنم.
4-تاكيد ميكنم بازگشت من به سر كار به معناي قبول مديريت حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري نيست چرا كه من اصلا به خاطر اعتراض به همين مديريت اخراج شدم. من از شكايت و گرفتن حكم بازگشت به كار چند هدف داشتم كه يكي از اين اهداف اينست تا براي همه شماها عزيزم ثابت شود كه اين حضرات و مومنين نميتوانند غير قانوني شماها را اخراج كنند و شماها نسبت به حق و حقوق قانوني خود مطلع شويد.
5- دوستان و همكاران عزيزم، به رغم آنكه در حال حاضر شرايط كار و حقوقم بسيار بهتر از خبرگزاري فارس است، اما براي اينكه اثبات كنم كه حضرات و مومنين فعلي خبرگزاري فارس نميتوانند هر كاري كه دلشان خواست انجام دهند و من و شماها در آنجا حق و حقوقي داشتيم و داريم، اين شرايط خوب را رها خواهم كرد و به فارس برميگردم و حداقل تا آخر سال در خدمت شماها خواهم بود. (البته با مسئولين فعليام هماهنگي كردم كه تا آخر سال مرخصي بدون حقوق به من بدهند).
6-وقت كشي از سوي حضرات و مومنين فارس جهت به تعويق انداختن بازگشت به سركارم هيچ فايدهاي نخواهد داشت و بيشتر به ضرر خودشان است. چرا كه من در هر حال ماهانه 523 هزار و 464 تومان از خبرگزاري فارس بابت حقوق دريافت خواهم كرد و حق بيمه مرا نيز بايد با جريمه آن به سازمان تامين اجتماعي پرداخت كنند.
7-دادگاه فردا مهم است اما دادگاه روز قيامت مهمتر. در دادگاه فردا من يك وكيل دارم كه بطور افتخاري وكالتم را قبول كرد و تا كنون شرمندهاش شدم اما در دادگاه فردا حضرات و مومنين خبرگزاري فارس 2 وكيل دارند آقاي مهدي ارجمندي و خانم شور انگيز عريف. اما در دادگاه روز قيامت چي؟. وكيلم من عدل الهي است و آيا حضرات و مومنين فارس ميتوانند 2 وكيل معرفي كنند يا بايد خود پاسخگوي اعمالشان باشند؟
دوستان و همكاران عزيزم، فردا بعد از دادگاه خواهم نوشت آنچه را كه ننوشتم.
به اميد ديدار در تحريريه خبرگزاري فارس.
حكم رياست جمهوري "محمود احمدي نژاد" روز دوشنبه 12 مرداد از سوي حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي تنفيذ مي شود و او 2 روز بعد در صحن علني مجلس شوراي اسلامي حاضر مي شود تا به عنوان پيروز دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران، مامور تشكيل دهمين دولت ايران پس از انقلاب اسلامي شود.
احمدي نژاد در جريان انتخابات 22 خردادماه گذشته توانست بر رقبايش "ميرحسين موسوي" و "مهدي كروبي" دو نامزد اصلاح طلب و "محسن رضايي" از اردوگاه اصولگرايان پيروز شود و بيش از 24 ميليون و 600 هزار راي از مجموع 39 ميليون و 165 هزار راي ريخته شده به صندوقها را بدست آورد.
نتايج اعلام شده البته از سوي هيچيك از رقباي احمدي نژاد پذيرفته نشد و به همين دليل نيز آنان بر خلاف سنت معمول، به برنده انتخابات تبريك نگفتند. اما، موضوع به همين جا ختم نشد زيرا درست در فرداي روز انتخابات و اعلام پيروزي احمدي نژاد، ميرحسين موسوي رقيب اصلي اش كه بيش از 13 ميليون راي بدست آورده بود، به آمار اعلام شده به شدت اعتراض كرد و موجي از ناامني و آشوب براي چندين هفته تهران و چندين شهر بزرگ كشور را فراگرفت.
اما اين اعتراضات و بررسي مجدد نتايج از سوي شوراي نگهبان به دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي تاثيري در آراي اعلام شده نامزدها نگذاشت و پيروزي احمدي نژاد از سوي عالي ترين مرجع نظارتي بر انتخابات مورد تاييد قرار گرفت.
اكنون او به عنوان ششمين رييس جمهوري ايران پس از "ابوالحسن بني صدر"، شهيد "محمدعلي رجايي"، آيت الله "سيدعلي خامنه اي"، حجت الاسلام والمسلمين "اكبر هاشمي رفسنجاني" ، و حجت الاسلام و المسلمين "سيد محمد خاتمي، يكبار ديگر مامور مي شود تا تازه ترين دولت جمهوري اسلامي را براي يك دوره 4 ساله ديگر تشكيل دهد.
مراسم تنفيذ
مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري معمولا در 12 مردادماه پس از برگزاري انتخابات آن در كشور برگزار مي شود.
مطابق اصل 110 قانون اساسي، تنفيذ حكم رياست جمهور از وظايف و اختيارات مقام معظم رهبري است و حكم رئيس جمهور پس از انتخاب مردم براي آغاز فعاليت رسمي بايد به امضاي رهبر معظم انقلاب برسد و در مراسمي كه به عنوان مراسم تنفيذ نامگذاري شده است، اين حكم امضا ميشود.
اين مراسم با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در حسينيه امام خميني(ره) انجام مي شود و روساي قوه قضائيه و مقننه ، رئيس و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، رئيس و اعضاي مجلس خبرگان رهبري، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، فرماندهان قواي نظامي و انتظامي، مسئولان كشوري و لشگري و برخي از سفراي كشورهاي خارجي نيز در آن حضور مييابند.
معمولا در ابتداي اين مراسم وزير وقت كشور گزارشي از روند برگزاري انتخابات رياست جمهوري ارائه ميدهد و پس از قرائت حكم تنفيذ رئيس جمهور اين حكم از سوي رهبر معظم انقلاب به وي ارائه ميشود تا بدين ترتيب رئيس جمهور به مدت چهار سال فعاليت رسمي خود را آغاز كند.
رئيس جمهور پس از دريافت حكم تنفيذ در جمع حاضرين مراسم سخنراني كرده و سپس مقام معظم رهبري ديدگاهها و رهنمودهاي خود را ايراد مي كنند.
مراسم تحليف
پس از مراسم تنفيذ، رئيس جمهور بايد مطابق اصل 121 قانون اساسي با حضور در صحن مجلس شوراي اسلامي مراسم تحليف را بجا آورد. معمولا اين مراسم با فاصله زماني 2 يا سه روز در صحن مجلس برگزار ميشود و اين مراسم امسال قرار است روز چهارشنبه يعني 14 مرداد ملت ايران شاهد آن باشد.
مطابق اصل 121 قانون اساسي، رئيس جمهور منتخب در مجلس شوراي اسلامي در جلسه اي كه با حضور رئيس قوه قضاييه و اعضاي شوراي نگهبان تشكيل مي شود به ترتيب زير سوگند ياد مي كند و سوگندنامه را امضا مي نمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
«من بعنوان رئيس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسئوليت هايي كه بر عهده گرفته ام بكار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور ، ترويج دين و اخلاق ، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است ، حمايت كنم.
در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نورزم و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم و آنرا به منتخب ملت پس از خود بسپارم».
در مراسم تحليف رئيس جمهور در صحن مجلس علاوه بر رئيس مجلس، رئيس قوه قضائيه نيز سخنراني خواهد كرد و پس از اداي سوگند رئيس جمهور، وي ديدگاههاي خود را طرح ميكند.
رئيس مجلس و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي؛ رئيس و اعضاي مجلس خبرگان رهبري، رئيس و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، رئيس دفتر مقام معظم رهبري، روحانيون بلندپايه، برخي از رجال سياسي، مسئولان لشكري و كشوري، پيشوايان اقليتهاي مذهبي، سفراي كشورهاي خارجي در ايران، خانوادههاي شهدا، جانبازان، آزادگان، ايثارگران و برخي از شخصيتهاي ديگر طبق سنت دورهاي قبلي از جمله شركت كنندگان در مراسم تحليف رييس جمهوري در مجلس خواهند بود.
راي اعتماد به كابينه
پس از اين مراسم، محمود احمدينژاد 2 هفته مهلت دارد تا وزراي كابينه دهم را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كند. سپس مجلس يك هفته فرصت خواهد داشت تا صلاحيت افراد معرفي شده براي تصدي وزارتخانهها را بررسي كند و در نهايت رأي اعتماد به وزرا در دستور كار مجلس قرار خواهد گرفت.
احمدينژاد بايد در نامهاي به رئيس مجلس وزراي پيشنهادي براي تصدي وزارتخانههاي آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوري اطلاعات، اطلاعات، امور اقتصادي و دارايي، امور خارجه، بازرگاني، بهداشت درمان و آموزش پزشكي، تعاون، جهاد كشاورزي، دادگستري، دفاع، رفاه و تامين اجتماعي، راه و ترابري، صنايع و معادن، علوم، تحقيقات فناوري، فرهنگ و ارشاد اسلامي، كار و امور اجتماعي، كشور، مسكن و شهرسازي، نفت، نيرو، را به مجلس معرفي كند.
مجلس بعد از اين نامه يك هفته فرصت دارد تا با آشنايي برنامههاي وزرا در مورد صلاحيت آنان تصميم گيري كند.
معمولا وزرا در طول اين يك هفته در فراكسيونها و كميسونهاي تخصصي مجلس حاضر ميشوند و ارائه برنامههاي خود ميپردازند و نمايندگان نيز سوالات مختلف خود را از آنان مطرح ميكنند.
در جلسه راي اعتماد به كابينه آينده احمدينژاد در صحن مجلس، رئيس جمهور در صحن مجلس ضمن تشريح برنامه و ديدگاههاي دولت، به بيان ويژگيهاي هر يك از وزراي پيشنهادي خواهد پرداخت.
پس از پايان سخنان احمدينژاد، نمايندگان مخالف و موافق كابينه به بيان ديدگاههاي خود ميپردازند و سپس 21 وزير پيشنهادي به ترتيب حروف الفباي وزارتخانه، هر كدام به مدت نيم ساعت به تشريح برنامههاي خود خواهند پرداخت.
پس از پايان سخنان هر وزير پيشنهادي نمايندگان موافق و يا مخالف صحبت خواهند كرد و سپس مجلس شوراي اسلامي در خصوص هر وزير پيشنهادي بدون حضور رئيس جمهور و وزرا در مجلس تصميمگيري ميكند و هر وزير بايد نصف بعلاوه يك آراي نمايندگان حاضر در مجلس را كسب كند.
راي اعتماد به كابينه معمولا چند روزي در مجلس بطول خواهد انجاميد و سپس وزرا با استقرار در وزارتخانهها و دولت كار خود را آغاز خواهند كرد.
به اين ترتيب، انتظار مي رود تركيب دولت دهم همزمان با آغاز هفته دولت در هفته اول شهريورماه روشن شود.
اين گزارش در جام جم آنلاين نيز منتشتر شد.
مثل هر روز در حاشيه جلسه علني مجلس در كنار درب پارلمان سرك ميكشيدم. در كنار دستگاه الكترونيكي كه مدتها قبل در كنار درب پارلمان بود، ايستاده بودم. پلاكاردي در كنار دستگاه نصب شده بود كه حكايت از «افتتاح سامانه ثبتنام الكترونيكي نمايندگان براي نطقهاي اضطراري نمايندگان» داشت. البته تا آن لحظه افتتاح نشده بود و قرار بود ظهر با حضور محمدرضا باهنر نايب رئيس دوم مجلس افتتاح شود.
انگشت وسطي دستم را در جايگاه قرار دادم. جالب بود. عكس و مشخصات موسي غضنفر آبادي در سيستم ظاهر شد.
روزنامه اعتماد ملي امروز در خبري اينگونه نوشت كه تا حدي اشتباست:
نماينده بم يا خبرنگار جامجم آنلاين؟!ديروز سامانه ثبتنام الكترونيكي نمايندگان براي نطقهاي اضطراري راهاندازي شد، طريقه كار اين سيستم بهگونهاي است كه دستگاه با شناسايي اثر انگشت نمايندگان فعال ميشود. اگرچه اثر انگشت نمايندگان براي منحصرشدن استفاده اين دستگاه به نمايندگان گرفته شده است اما پس از افتتاح اين سامانه وقتي كه خبرنگار جامجم آنلاين انگشت خود را روي اين سيستم قرار داد دستگاه او را به عنوان موسي غضنفرآبادي نماينده بم شناخت..
سردار صفوي از 14 سال قبل عضو هيات علمي وهم اكنون دانشيار دانشگاه امام حسين (ع) است كه مدرك دكتراي تخصصي خود را در رشته جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس اخذ نموده و در دانشگاههاي امام صادق (ع)، شهيد بهشتي، امام حسين (ع) و دانشگاه آزاد اسلامي تدريس ميكند
وي معتقد است سپاه يك قدرت
بزرگ نظامي و دفاعي در سطح كشور و در سطح خاورميانه است و با توجه به
شناخت از دشمنان و رصد دائمي آنان ضمن داشتن آمادگي جهت دفع هرگونه تجاوز
و خطرات احتمالي، طرحهاي لازم را براي پيشرفت كشور داراست.
سردار صفوي تاكيد دارد كه سپاه در حال حاضر علاوه
بر اين وظيفه، ماموريت تامين امنيت در مرزهاي جنوب شرقي و همچنين شمال غرب
و امنيت داخلي را بر عهده دارد. اين استاد دانشگاه ميگويد كه آمريكا در منطقه
اهداف پنهاني دارد اما با وجود داشتن 68 هزار نيروي نظامي در منطقه و
بخصوص در افغانستان روزي مجبور ميشود تا همچون ارتش روسيه با شكست و
خواري به اشغالگري خود در منطقه پايان دهد و از افغانستان خارج شود. چرا
كه خود مردم آمريكا هم از جنگ طلبي آمريكا در افغانستان و عراق بيزار
هستند. صفوي همچنين معتقد است كه انتخابات 22 خرداد رياست
جمهوري ايران يك امتحان بزرگ براي ملت، كانديداها و گروههاي سياسي موجود
در نظام بود اما برخي از گروه ها و شخصيتهاي سياسي اين امتحان را خوب پس
نداده و از چارچوب قانون خارج شده و سقوط سياسي كردند. به مناسبت ولادت حضرت امام حسين (ع) و روز پاسدار
و همچنين ولادت حضرت ابوالفضلالعباس(ع) روز جانباز فرصتي فراهم شد تا با
وي در خصوص فلسفه نامگذاري سوم شعبان سالروز ولادت امام حسين (ع) به عنوان
روز پاسدار، فلسفه تشكيل سپاه پاسدان، وظيفه فعلي سپاه در كشور، وضعيت
قدرت دفاعي فعلي نيروهاي مسلح بخصوص سپاه، موضوع غرامت جنگ ايران و عراق،
نظر حضرت امام (ره) در خصوص جنگ بعد از فتح خرمشهر، نقش سپاه در عرصه
سازندگي، تحولات امنيتي منطقه، پيش بيني سرنوشت آمريكا در منطقه و
انتخابات رياست جمهوري ايران در 22 خرداد گفتگويي داشته باشيم. متن زير
مشروح گفتوگوي خبرنگار جامجم آنلاين با صفوي است. چرا حضرت امام (ره) روز ولادت امام حسين(ع) را به عنوان روز پاسدار نامگذاري كردند؟ ابتدا ولادت باسعادت حضرت امام حسين (ع) و حضرت
ابوالفضل عباس (ع) پرچمدار نهضت كربلا را به همه ملت شريف ايران كه
عاشق،دلداده و محب اهل بيت عصمت و طهارت و خصوصا پاسداران و بسيجيان دلاور
و همچنين به 300 هزار جانباز عزيز دوران دفاع مقدس تبريك عرض ميكنم. امام (ره) در سال 1358 روز ولادت امام حسين (ع) را به عنوان روز پاسدار نامگذاري فرمودند. بنظر ميرسد همانگونه كه حضرت امام حسين(ع)، اهل
بيت و ياران جان خودشان را در دفاع از اسلام فدا كردند، نيروهاي سپاه
پاسداران انقلاب اسلامي هم به تبعيت از امام حسين (ع) و در راه دفاع از
انقلاب، نظام و دفاع از ملت و كشور ما و در راه رسالت انقلاب اسلامي در
جهان تا سرحد نثار جان فداكاري ميكنند و اين آمادگي در بين اين نيروها هم
از بُعد معنوي و ايماني و هم ازبعد شجاعت و هم از نظر بصيرت سياسي وجود
داشته و دارد. فلسفه تشكيل سپاه پاسداران چه بوده است ؟ بايد توجه كنيم كه حضرت امام(ره) بينش عميقي نسبت
به تاريخ اسلام خصوصا صدر اسلام و وقايعي كه بر حضرت اميرالمومنين (ع)
بعد از رحلت پيامبر عظيم الشان اسلام گذشت و همچنين وقايعي كه بعدا به
وجود آمد، داشتند. همچنين ايشان شناخت عميقي كه از تاريخ نهضتهاي ايران
همچون نهضت تنباكو، انقلاب مشروطيت، نهضت ملي شدن نفت و قيام 15 خرداد
ايران داشتند و به خوبي ميدانستند، به علت نبود يك قدرت مسلح مردمي و
مكتبي اين نهضتها يا به انحراف كشيده شد يا با شكست مواجه شد، بنابراين
امام خميني (ره) بنيانگذار انقلاب اسلامي براي محفوظ ماندن انقلاب و براي
پاسداري و نگهباني و حراست از انقلاب اسلامي كه بزرگترين انقلاب مردمي و
ايدئولوژيك در طول 300 سال اخير در مقياس جهاني بوده، يك نيروي مسلحي را
از جنس خود انقلاب يعني با دو مشخصه مردمي بودن و مكتبي بودن تشكيل دادند.
همچنين حضرت امام (ره) در پنجم آذر سال 1358 كه
هنوز جنگ هم شروع نشده بود با فرمان تشكيل ارتش 20 ميليوني اين ارتش را به
سپاه پيوند دادند و اين 2 فرمان حضرت امام(ره) باعث پايداري، حفاظت و
پاسداري نظام جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي شدواز دستاوردهاي بزرگ
انقلاب اسلامي هم محسوب ميشود كه توان مقابله با هرگونه خطراتي كه انقلاب
و نظام را از خارج يا داخل تهديد كند، دارا ميباشد. در حال حاضر باتوجه به شرايط فعلي كشور، سپاه چه وظيفهاي دارد؟ هماكنون سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در چند بُعد
ماموريت و رسالتهاي بزرگي را بر عهده دارد. از يك طرف ماموريت دفاع در
مقابل هرگونه تجاوز خارجي را بر عهده دارد كه البته اين ماموريت بين سپاه
و ارتش مشترك است يعني ارتش هم در مقابل تجاوز نيروهاي بيگانه ماموريت خاص
خود را دارد و سپاه نيز به وظايف خود عمل خواهد كرد. بنابراين اگر آمريكا
يا رژيم صهيونيستي بخواهند براي جمهوري اسلامي ايران خطرات احتمالي ايجاد
كنند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مقابل اين تهديدات ماموريت دفاع از
كشور را بر عهده دارد و در صورت وقوع تجاوز علاوه بر دفاع، عمليات متقابل
يعني عمليات هجومي عليه نيروهاي متجاوز را انجام خواهد داد. ملت بزرگ ايران با هوشمندي سياسي و با قدرت و وحدت
در مقابل فتنههاي داخلي و خارجي ايستاده اند و از نظام جمهوري اسلامي
دفاع ميكنند محور ديگر ماموريت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ماموريتهاي
امنيتي است كه در حال حاضر سپاه هم در جنوب شرق كشور يعني استانهاي
خراسان جنوبي، سيستان و بلوچستان و كرمان ماموريت ايجاد امنيت پايدار را
بر عهده دارد و همچنين در استان هاي شمال غرب كشور يعني آذربايجان غربي،
كردستان و كرمانشاه در مقابل گروهكهاي شرور «پژاك» و «پ.ك.ك» اين ماموريت
را نيز بر عهده دارد. همچنين در صورتي كه امنيت شهرها و بخصوص تهران از
مرحله انتظامي عبور كند قرارگاه ثارالله ماموريت امنيت و دفاع از استان
تهران و مردم عزيزمان را بر عهده دارد. به نظر شما قدرت دفاعي كشور در چه وضعيتي است و وضعيت سپاه را در اين زمينه چگونه ارزيابي ميكنيد؟ سپاه پاسداران يك قدرت بزرگ نظامي و دفاعي در سطح
كشور و در سطح خاورميانه است و با توجه به شناخت خوبي كه نسبت به دشمنان
فرامنطقهاي يعني آرايش نظامي آمريكاييها در عراق و همچنين در منطقه
خليجفارس و افغانستان دارد، آمادگي كاملي براي هرگونه دفع تجاوز را
داراست. نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دشمنان را به
خوبي رصد ميكنند و به همين خاطر در جهت ارتقاي آمادگيهاي اطلاعاتي و
عملياتي و همچنين آمادگيهاي رزمي و دفاعي براي انجام ماموريتها در زمان
وقوع خطر يا وقوع هرگونه تهديد، طرحهاي لازم را پيش بيني كرده است. پس از پايان جنگ تحميلي ايران و عراق بحث غرامت ايران از عراق مطرح شد. آيا ايران در حال حاضر گرفتن اين غرامت را پيگيري خواهد كرد؟ اين سوال را بايد مسوولان وزارت خارجه پاسخ دهند.
اما بايد توجه داشت حق و حقوق جمهوري اسلامي ايران به قوت خود باقي است و
ايران قرارداد 1975 الجزاير كه يك قرارداد بينالمللي است، تثبيت شده
ميداند و بايد توجه داشت كه مسوولان جمهوري اسلامي ايران به دنبال احقاق
حقوق ملت و جمهوري اسلامي ايران هستند. عدهاي معتقدند كه حضرت امام (ره) مايل بودند تا بعد از فتح خرمشهر جنگ پايان بپذيرد اما اين جنگ ادامه پيدا كرد، نظر شما چيست؟ اين يك سوال تكراري است كه بعضيها مطرح ميكنند.
يك داستان طولاني است و خيلي هم به اين موضوع پرداختهاند. اما اينجانب
آنچه را كه با اطمينان به ملت ايران ميتوانم بگويم اين است كه در اولين
عمليات بعد از فتح خرمشهر يعني عمليات رمضان كه در همان سال 1361 انجام شد
با اجازه امام (ره) بود و حتي آن بزرگوار اعلاميه صادر كردند و از مردم
بصره خواستند كه به قواي جمهوري اسلامي ايران بپيوندند و اين بيانيه حضرت
امام در صحيفه نور موجود است. بايد توجه داشت كه تا آخر جنگ و قبول قطعنامه 598
نيروهاي مسلح ايران در حال دفاع بودند و تابع فرمان حضرت امام (ره) بودند
و با فرمان ايشان از كشور دفاع كردند. همچنين با فرمان امام (ره) قطعنامه
پذيرفته شد. بنابراين نيروهاي مسلح ايران خارج از تدابير بنيانگذار جمهوري
اسلامي ايران كه فرمانده كل قوا بودند، حركت نكردند. ادامه دفاع مقدس
براساس نظر امام (ره) و يا نظر شوراي عالي دفاع بود و حتي امام بعد از فتح
فاو در سال 64 بيانيه صادر كردند و ايشان در زمينه ادامه دفاع مقدس ده ها
بيانيه و اعلاميه دادند. بنابراين بعد از فتح خرمشهر بحث ادامه دفاع مطرح
بود و نيروهاي مسلح اعم از سپاه پاسداران، بسيج، ارتش و جهاد سازندگي جنگ
را براي ادامه دفاع و براي احقاق حقوق ملت ايران و با فرمان امام (ره)
ادامه دادند و پيروز شدند. هم پيروز نظامي كه باعث استقلال و تماميت ارضي
ايران شد و هم پيروزي سياسي كه باعث محكوم شدن رژيم بعث عراق بعنوان
آغازگر جنگ و متجاوز به ايران. سپاه پاسداران در سازندگي كشور چه نقشي داشته و چه اقداماتي را انجام داده است؟ بعد از پايان جنگ تحميلي يعني از سال 1368 با
فرمان رهبر معظم انقلاب، نيروهاي خدوم و خدمتگزار سپاه پاسداران براي
سازندگي و بازسازي كشور به كمك دولت آمدند و در همين رابطه قرارگاهي به
نام «قرارگاه سازندگي خاتمالانبياء» تاسيس شد كه اين قرارگاه و
قرارگاههاي تابع آن و همچنين شركتهاي تابع و وابسته به آنها توانستهاند
منشا بزرگترين خدمات ملي در عرصه سازندگي كشور باشند. در همين رابطه سدهاي بزرگي همچون سد كرخه احداث شد
يا پروژههاي ديگري همچون سد گتوند در شمال شوشتر، در حال احداث است.
همچنين احداث هزاران كيلومتر خط لوله گاز همچون لوله گاز همدان به سنندج،
احداث لولههاي آب و احداث اتوبانهاي متعدد از جمله اقدامات سپاه در عرصه
سازندگي ميباشد، به طوري كه تا سال 1387 سپاه توانست بيش از هزار پروژه
را در عرصههاي مختلف به بهرهبرداري برساند. سپاه در احداث تونلهاي مترو از جمله قسمتي از
تونلهاي متروي تهران و همچنين چند فاز پتروشيمي عسلويه، خط لوله صلح كه
گاز ايران را از عسلويه به بندرعباس و سپس به ايرانشهر ميرساند (اين خط
به طول 900 كيلومتر توسط سپاه تا ايرانشهر به اتمام رسيده است) و از آنجا
سپس به پاكستان و هندوستان منتقل ميكند، نقش اساسي داشته است. همچنين
راهآهن -كرمان - بم - زاهدان كه يك مسير استراتژيك ميباشد و به پاكستان
هم وصل ميشود با تلاش نيروهاي متخصص، فداكار وزحمتكش سپاه اخيرا به
بهرهبرداري رسيده است. همچنين با فرمان رهبر معظم انقلاب در زمان
رياستجمهوري سابق، سپاه پاسداران وارد بسيج سازندگي شد و مجلس شوراي
اسلامي ساختاري را به عنوان سازمان بسيج سازندگي تصويب كرد كه اين بسيج در
هر سال بين 2 تا 3 ميليون نفر ساعت و شايد امسال 10 ميليوننفر ساعت،
نيروهاي جوان را در روستاها و مناطق مرزي به كار ميگيرد و اين نيروها
پروژههاي متعددي از جمله بازسازي و نوسازي مدارس، احداث مدارس كوچك در
مناطق محروم، بحث كشاورزي و مبارزه با آفت محصولات كشاورزي نيز اقدامات
خوبي داشتند. بنابراين بسيج سازندگي كه همه نيروهاي آن جوانان
داوطلب ميباشند يكي از موفقيتهاي سپاه و بسيج بوده وهماكنون با كمك
دولت و دستگاهها و وزارتخانههاي مختلف در حال انجام خدمترساني هستند.
البته اين اقدام براي جوانان نيز بسيار مفيد ميباشد و يك خودسازي و
سازندگي را براي آنها هم به همراه دارد. با توجه به تجربيات شما در جنگ تحميلي و مسئوليت
فرماندهي سپاه پاسداران و همچنين با توجه به مطالعات شما در عرصه نظامي
تحولات امنيتي منطقه را چگونه پيشبيني ميكنيد؟ به نظر شما آيا اين
تحولات به سمت حفظ آرامش و صلح پيش ميرود يا به سمت چالش و درگيري؟ به نظر اينجانب در سياست خارجي و نظامي آمريكا در خصوص منطقه خاورميانه تغيير اساسي مشاهده نميشود. بعد از انتخابات رياستجمهوري آمريكا و پيروزي
اوباما در اين كشور فقط رنگ پوست رئيس جمهور در اين كشور تغيير كرده و
اوباما در سياست خارجي در جهت حمايت از رژيم صهيونيستي و همچنين حضور در
مناطق بحراني مثل مناطق افغانستان و پاكستان همان سياستهاي گذشته بوش ،
رئيس جمهور سابق آمريكا را ادامه ميدهد. در حال حاضر 68 هزار نيروي نظامي
آمريكايي در افغانستان حضور دارند و ناتو نيز 36 هزار نيرو در افغانستان
دارد. به نظر اينجانب فقط مساله افغانستان و پاكستان
مطرح نيست، بلكه آمريكا به دنبال اهداف استراتژيك ديگري همچون حضور در
آسياي مركزي و يا كنترل پيمان شانگهاي است. اين پيمان بين روسيه و چين و همچنين كشورهاي آسياي
مركزي منعقد شده كه جمهوري اسلامي ايران، افغانستان و هندوستان نيز به
عنوان ناظر در اين پيمان حضور دارند. ابتدا اين پيمان براي اهداف اقتصادي
تشكيل شد و هماكنون به سمت يك پيمان امنيتي حركت ميكند و شايد در آينده
به عنوان يك پيمان بزرگ اقتصادي -امنيتي در مقابل ناتو قد علم كند. پس به راحتي ميتوان دريافت كه آمريكا در منطقه،
جنوب غرب آسيا و بخصوص كشورهاي افغانستان و پاكستان اهداف پنهاني دارد. به
عنوان مثال اين كشور در حال حاضر ميلياردها دلار سلاح نظامي در منطقه به
فروش ميرساند و با كشور اشغالشده عراق يك قرارداد فروش پنج ميليارد
دلاري منعقد و ارتش عراق را به سلاحهاي غربي مجهز كرد. همچنين قرارداد
فروش هواپيماهاي پيشرفته اف 15 به مبلغ 19 ميليارد دلار با عراق منعقد
كرد. سپاه پاسداران يك قدرت بزرگ نظامي و دفاعي در سطح
خاورميانه است و با توجه به شناخت خوبي كه نسبت به دشمنان فرامنطقهاي
دارد از آمادگي كاملي براي هرگونه دفع تجاوز برخوردار است در عين حال بايد
توجه داشت كه اگرچه آمريكاييها مجبورند به ظاهر نيروهاي خود را از عراق
خارج كنند اما مفهوم اين قراردادها اين است كه براي آموزش به نيروهاي
عراقي جهت استفاده از اين سلاحها و همچنين تعمير و نگهداري آنها آمريكا
بايد پايگاههاي نظامي خود را در اين كشور براي سال هاي متمادي حفظ كند. از طرف ديگر با توجه به فروش تسليحات آمريكا به
كويت و عربستان و همچنين امارات عربيمتحده و كشورهاي افغانستان و پاكستان
و اخيرا هند بهراحتي ميتوان فهميد كه اين كشور تمايل دارد در منطقه
بماند. پيشبيني شما از سياستهاي آمريكا در منطقه چيست؟ آيا فكر ميكنيد آمريكا كارنامه موفقي از اشغالگري بر جا گذاشته باشد؟ آمريكا در عراق و افغانستان با شكست مواجه شده و
همان طوري كه ارتش روسيه در سال 1979 افغانستان را به اشغال نظامي خود
درآورد و در سال 1988مجبور شد با شكست و خواري افغانستان را ترك كند،
سرنوشت آمريكا در منطقه بخصوص در عراق و افغانستان به همين صورت خواهد بود
و آمريكا مجبور ميشود با شكست و خواري از منطقه خارج شود. يعني اين كشور اگرچه تعدادي پايگاههاي نظامي خود
را در افغانستان و عراق حفظ كند ولي هرگز نميتواند همه نيروهاي خود را در
افغانستان نگه دارد چون افغانستان سرزمين بسيار پيچيدهاي است و از قبايل
و اقوام مختلف همچون قوم پشتون، تاجيك، هزاره و ازبك تشكيل شده و هم
داراي جغرافياي طبيعي و هم جغرافياي انساني بسيار پيچيده است و احتمال
شكست آمريكا در افغانستان و پاكستان و همچنين عراق بسيار زياد است و
آمريكا نميتواند با پيروزي از اين منطقه خارج شود. ارزيابي شما از انتخابات 22 خرداد رياست جمهوري ايران و مسائل پس از آن چيست؟ انتخابات 22 خرداد امتحان بزرگي براي ملت ،
كانديداها و گروههاي سياسي بود. ملت ما در اين امتحان بزرگ بسيار خوب
درخشيد و حدود 40 ميليون نفر در پاي صندوقهاي راي حاضر شدند و همه آنها
در دفاع از نظام جمهوري اسلامي و لبيك به دعوت رهبر معظم انقلاب در
انتخابات شركت كردند. اما متاسفانه بعضي از گروهها و شخصيتهاي سياسي در
اين انتخابات امتحان خوبي پس ندادند واز چارچوب قانون خارج شدند كه البته
هنوز فرصت دارند به دامن نظام اسلامي و ملت ايران برگردند كه اميدواريم
اين كار را انجام دهند.در غير اين صورت به نظر ميرسد سقوط سياسي كردهاند
. ملت بزرگ ايران با هوشمندي سياسي و با قدرت و وحدت در مقابل فتنههاي
داخلي و خارجي ايستاده اند و از نظام جمهوري اسلامي كه خون بهاي هزاران
شهيد و جانباز و يادگار امام عظيم الشان است، دفاع ميكنند. اين مصاحبه ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 31 تير 88 در دفتر سردار انجام شد و امروز يكشنبه چهارم مرداد مصادف با سوم شعبان سالروز پاسدار در روزنامه جام جم و سايت جام جم آنلاين منتشر شد.
هم اخراجيها حضور داشتند و هم مستعفيها. حتي غير اخراجيها و مستعفيها هم آمدند. البته بعد از اعلام خبر برگزاري اولين گردهمايي عدهاي از همكاران فعلي در خبرگزاري فارس كه به مديريت جديد انتقاد دارند، اعلام كردند كه آنها هم تمايل دارند در اين نشست حضور يابند و تماسهايي داشتند كه متاسفانه نشد تا در خدمت همه اين دوستان باشيم.
البته برخي از دوستان مثل وحيد عسگري در مسافرت تابستاني بودند و نتوانستند حضور يابند، برخي هم قبل از مديريت جديد به دليل قبول مسئوليت فارس را ترك كرده بودند مثل آقاي بابايي دبير سابق گروه بينالملل خبرگزاري فارس، اگرچه حضور نيافتند، اما براي حاضران در گردهمايي آرزوي موفقيت داشتند.
اما غايب بزرگ اين گردهمايي عطا افشاري، اولين اخراجي خبرگزاري فارس در دوره مديريت جديد بود. افشاري كه اين روزها در بستر بيماري است و هم اكنون در بيمارستاني در قم بستري ميباشد، نتوانست در اين نشست حضور يابد.
همه بچهها چندين بار از افشاري ياد كردند و خاطراتي از وي براي همديگر گفتند و برايش دعا كردند. از تلاش شبانهروزي افشاري براي سربلندي فارس تا اخراج بي رحمانه وي توسط حضرات و مومنين فارس بخصوص رضا داوري و جلوگيري از اشتغال بكار وي و ضايع كردن حقوقش و واگذاري اين حق ضايع شده به خدا، از خاطرات بچهها در مورد افشاري بود.
افشاري به دليل بيماري نتوانست نزد خلق خدا شكايت ببرد تا حقوقش را بگيرد اما هنگامي كه در بيمارستان دي بستري بود با صداي نحيف شكايت خود را نزد خدا برد.
اخراجيها و مستعفيها و همه حاضرين در گردهمايي ديشب گفتند و خنديدند و افتخار ميكردند كه در مديريت فعلي در فارس حضور ندارند. از همه جا و همه چيز گفتند. بچهها همه خوشحال بودند.
گردهمايي ديشب چهار ساعت به طول انجاميد و با صرف شام خاتمه يافت.
منتظر پيشنهادات دوستان، همكاران، اخراجيها و مستعفيهاي فارس براي برگزاري مكان و زمان گردهمايي بعدي هستيم.
صفوي هم اكنون در راستاي مسائل دفاعي كلان كشور و همچنين مسائل مختلف در حوزههاي نظامي شامل ارتش، سپاه، نيروي انتظامي و وزارت دفاع در 15 بند شرح وظايفي بر عهده دارد و در واقع از حوزه اجرايي به حوزه فكري و دستياري ومشاورهاي منتقل شده است.
سردار صفوي از 14 سال قبل عضو هيات علمي و هم اكنون دانشيار دانشگاه امام حسين (ع) است كه مدرك دكتراي تخصصي خود را در رشته جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس اخذ نموده و در دانشگاههاي امام صادق (ع)، شهيد بهشتي، امام حسين (ع) و دانشگاه آزاد اسلامي تدريس ميكند.
در اين مصاحبه با صفوي در آستانه ولادت حضرت امام حسين (ع) و روز پاسدار و همچنين ولادت حضرت ابوالفضلالعباس روز جانباز فرصتي فراهم شد تا با ايشان در خصوص فلسفه نامگذاري سوم شعبان سالروز ولادت امام حسين (ع) بعنوان روز پاسدار، فلسفه تشكيل سپاه پاسدان، وظيفه فعلي سپاه در كشور، وضعيت قدرت دفاعي فعلي نيروهاي مسلح بخصوص سپاه، موضوع غرامت جنگ ايران و عراق، نظر حضرت امام (ره) در خصوص جنگ بعد از فتح خرمشهر، نقش سپاه در عرصه سازندگي، تحولات امنيتي منطقه، پيش بيني از سرنوشت آمريكا در منطقه و انتخابات رياست جمهوري ايران در 22 خرداد گفتگويي را انجام دهم.
اين مصاحبه روز يكشنبه چهرم مرداد مصادف با سوم شعبان روز پاسدار در روزنامه جام جم چاپ ميشود. قبل از چاپ در روزنامه نميتوانم متن آنرا در اين وبلاگ بگذارم اما فقط يك جمله ميگذارم تا اين دلم ساكت شود.
صفوي در خصوص انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد گفت: برخي شخصيتها امتحان خوبي پس ندادند.